فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٤ - علم قاضى (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
(رسول اكرم(ص) در دعاوى مردم ميان آنها با بيّنه و سوگند قضاوت مىكرد، وقتى درخواستها وتظلّمات مردم زياد شد، حضرت فرمود: اى مردم، من هم بشر هستم وشما كه بايكديگر به نزاع مىپردازيد شايد يكى از شما زبان دارتر ازديگرى باشد، من طبق آنچه كه از او مىشنوم قضاوت مىكنم، پس اگر به نفع او حكم كردم وچيزى از حق برادرشرا به او دادم، آن را نستاند، چرا كه در اين صورت قطعهاى ازآتش را براى او فراهم كردهام).
پاسخ اين كه:اگر چه به طور مسلم ذيل حديث ظهور دارد كه حديث ناظر به قضاوت به ظواهر است نه طبق واقع، اما اين منافاتى ندارد كه صدر حديث دلالت داشته باشد بر آن كه طرق قضاوت ودادرسى منحصر در بيّنه وسوگند است، زيراحديث اين دو معنا را از خلال دو فقره ودو مقطع، در طول هم عنوان كرده است. در فقره اوّل راههايى را كه پيامبر(ص)در امر قضاوت مىپيموده ومنحصر در بيّنه وسوگند بودهاند، بيان مىكند، واين خود مقدمه وتمهيدى است براى آوردنفقره دوم كه در آن بيان مىكند اين راهها ظاهرى بودهوگاهى خطا به آنها راه پيدا مىكند وهمواره مطابق با واقع نيستند، از اين رو آنچه كه بر خلاف واقع بدان حكم شده، بهمنزله پارهاى از آتش است.
و بدين ترتيب صدر روايت دلالت دارد كه راههاى قابل پيروى، از ديدگاه پيامبر(ص) منحصردر شاهد و سوگند بوده نه چيز ديگر، واگر راه ديگرى هم وجود مىداشتشايسته بود آن را ياد آورى كند.
آرى، اگر روايت، به اين عبارت آمده بود: «انّما أقضي بما اسمع في البيّنات والأيمان لا بالواقع»، دلالت بر انحصارراههاى اثبات قضايى در بيّنه وسوگند نمىكرد، بلكه دلالت داشت بر اين كه مفاد بيّنه وسوگند منحصر است به صورتظاهر آنها وواقع امر را در بر نمىگيرد.
ولى آنچه كه در روايت وارد شده اين است كه: «انّما أقضي بينكم بالبيّنات والأيمان وبعضكم ألحن. . . »و اين جمله همان گونه كه گفتيم در دو مطلب، به نحو طولى ظهور دارد، ودر اين صورت مىتوان در مقطع نخست آن، به اطلاق حصرتمسك جست. و درجه