فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٤ - شخصیت و جایگاه علاّمه حلّی در فقه محمد فاضل استرآبادی
الفقيه، تهذيب و ديگر كتابها) است كه علاّمه اشارهاى بدانها نمىكند. مضمون روايت عامى آن است كه پيامبر (ص)نمازش را براى گريه كودكى كوتاه كرد. از اين روايت براى جواز طولانى كردن قرائت براى شخص بزرگسال، بهره جسته و مىگويد كه طولانى كردن قرائت مستحب نيست. در باره چنين استدلالى چند پرسش مىتوان مطرح كرد:
١. چرا به روايات متعدد شيعه نه استدلال شده و نه حتىاشارهاى؟
٢. با اين كه كار پيامبر (ص) در كوتاه كردن نماز، دليلاستحباب است، علاّمه استحباب را نپذيرفته و مىگويد: «تنها اين است كه مكروه نيست.»
٣. كوتاه كردن نماز برى گريه كودك چه ارتباطى به طولانى كردن قرائت براى رسيدن ماموم دارد؟ با اين كه كودك مقصر نيست و چه بسا گريه او سبب تشويش خاطر مادر او و ديگر مامومان شود، در حالى كه شخص بزرگ و مكلف اين گونه نيست. به ديگر سخن، قياس مع الفارق است.
ج - در تذكرة الفقهاء در باره شرط سالم بودن امام جمعه از نابينايى و جذام و... تنها به نقل اقوال مختلف فقيهان شيعه بسنده كرده و هيچ ديدگاهى را بر نمىگزيند عبارت او چنيناست:
«اشترط اكثر علماؤنا... و قال بعض اصحابنا: يجوز....» ج٤/٢٦.
از آنچه گفتهايم مىتوان دريافت كه عمده نظر مرحوم علاّمه در تدوين فقه مقارن ارزيابى ديدگاههاى اهل تسنن بودهاست و نه اثبات ديدگاههاى خود. البته موارد و اهدافى ديگر نيز در آثار او به چشم مىخورد كه اين گونه نيست، ولى مقصود ما آن است كه عمده نظر او اين بوده است. اينك به بررسى مرحوم علاّمه در مساله مهمى از فقه مىنگريم كه ملاحظه فقه اهل تسنن، تاثيرى در گونه بررسى علاّمه به جاى گذاشته است.
عدالت در نگاه علاّمه حلى
در ميان فقيهان شيعه او نخستين كسى است كه به پيروى از اهل تسنن، عدالت را به «ملكه راسخه» ]= خوى پايدار [ تفسير كرد و «مروت» را نيز جزء عدالت دانست. اين تفسير در ميان اهل تسنن رايج بود و به وسيله مرحوم علاّمه