فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
٣. آن كه در سنن ترمذى از او روايت كرده، بشر بن مفضل است كه ابن سعد در مورد او گفته است: «ثقه بود، حديث بسيار دارد و عثمانى بود».
علاوه براينان، رجال ديگرى در اسانيد اين حديث هستند كه امورى به آنان نسبت داده شده كه با وجود آن نمىتوان به سخن آنها استناد كرد.
خامساً، استدلال به فعل و عمل پيامبر(ص) فرع بر شناخت وجه آن عمل است، همان گونه كه محتمل است پيامبر(ص) در اين ماجرا به عمو از باب تعصيب، ارث داده باشد، محتمل است كه باقى ارث را از آن رو به او داده باشد كه حضانت دختران و محافظت از اموال آنها را به عهده داشته است. اختيار پيامبر(ص) در مورد مؤمنان بيشتر از خود آنان است، چه رسد به اختيار آن حضرت در اموال مؤمنان.
علاوه بر اين، از طرق اهل سنت رواياتى مخالف با اين روايت نقل شده است؛ از جمله:
بيهقى در سنن خود به سندش از حيان نمد فروش نقل كرده است:
با سويدبن غفله نشسته بودم كه مسئله ارث متوفّايى مطرح شد كه يك دختر، يك زن و يك بنده آزاد شده داشت. سويد گفت: على(رضي اللّه عنه) به دختر نصف تركه و به زن يك هشتم تركه را داد و باقى مال را به دختر برگرداند. (٦١)
روايت سوم: اسود بن يزيد روايت كرده است:
معاذبن جبل، در يمن به عنوان معلم و امير نزد ما آمد و ما از او در مورد ارث مردى كه از دنيا رفته و يك دختر و خواهر دارد، سؤال كرديم. او چنين قضاوت كرد: نيمى از تركه به دختر مىرسد و نيمى ديگر به خواهر. اين در حالى بود كه رسول خدا(ص) زنده بود. (٦٢)
(٦١) السنن الكبرى، ج٦، ص ٢٤٢.
(٦٢) صحيح بخارى، ج٨، ص ١٥٠، در فرائض باب «ميراث البنات» و باب «ميراث الاخوات مع البنات عصبة».