فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٠
گاهى اتمام مباح است؛ مانند كامل كردن عقد ناقص بيع هنگام اذان جمعه، در فرض وجوب آن.
چهارم. اتمام واجب
در شرع افعالى وجود دارد كه به محض شروع آنها، به پايان رساندنشان واجب مىشود. فقها تحت عناوين گوناگونى به تبعيت از روايات، به اين گونه افعال پرداختهاند:
١. واجبات مضيّق و معيّن
رها كردن واجباتى كه وقت بجا آوردنشان تنگ و معيّن است و باطل كردن آنها، حرام است. حرمت قطع اين واجبات از جهت وجوب اتمام آنها نيست، بلكه از آن جهت است كه قطع كردن آنها موجب از بين رفتن اصل واجب مىشود، به خلاف واجبات موسّع كه وقت محدود و معيّنى ندارند يا واجبات مخيّرى كه دو يا چند فرد دارند و هركدام كه انجام پذيرند كافى است، يا واجبات كفايى كه اگر عدّهاى آنها را انجام دهند، از بقيه ساقط مىشود. در اين گونه واجبات به پايان رساندن و اتمام عمل، واجب نيست و مىتوان آن را رها كرد. البته واجباتى كه دليل شرعى بر حرمت قطع آنها وجود دارد، حتى اگر موسّع باشند، از اين قاعده مستثنايند؛ مانند نماز و حج.
٢. اتمام عبادت و عدم ابطال آن:
برخى فقيهان، اتمام عمل عبادى را به محض شروع آن، واجب و رها كردن آن را حرام دانستهاند و قاعدهاى را نيز در اين باره به نام «قاعده ابطال عمل عبادى» ذكر كردهاند. (١٤) برخى ديگر نه اتمام عمل عبادى را واجب و نه قطع آن را حرام
(١٤) ذكرى الشيعة، ج١، ص٤٦٣؛ جامع المقاصد، ج١، ص٤٣٤.