فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٨
ظاهر سخن فقها در بحث اتمام حج و عمره اين است كه وجوب اتمام اين دو ـ كه در آيه آمده ـ وجوبى تكليفى است، افزون بر وجوب شرطى كه معناى آن خارج نشدن از احرام قبل از تمام مناسك حج يا عمره است. هر دو وجوب مستند به آيه است كه امر به اتمام حج و عمره كرده است. البته از ظاهر كلام برخى از فقها بر مىآيد كه آنان وجوب شرطى و انكار وجوب تكليفى را از آيه استفاده كردهاند. بنابر اين اگر كسى بر احرام حج يا عمره باقى ماند و آنها را به اتمام نرساند، گناهى مرتكب نشده است.
فاضل هندى در اين زمينه مىگويد:
براى محرم جايز نيست كه قبل از خارج شدن از احرام اوّل، به احرام جديد مبادرت كند...، به پايان رسانيدن اعمال و خارج شدن از احرام حج يا عمره ، حتى اگر مستحب باشد ، مادامى كه محصور يا مصدود نشده يا عدول نكرده باشد، واجب است. امّا چنانچه بر احرام باقى بماند تا از دنيا برود، گناهى مرتكب نشده و چيزى بر او نيست. دليل براين مطلب، اصلِ بدون معارض است. (٣٦)
برخى از فقيهان اين نظر را انكار كرده و گفتهاند:
انصاف اين است كه آيه در وجوب اتمامِ هر يك از حج و عمره بعد از شروع به آنها و عدم جواز ماندن در احرام، دلالت مىكند. در نتيجه، آنچه در كشف اللثام آمده كه مبنى بر گناه نبودن بقا در احرام تا آخر عمر است، بنابر اصل و عدم دليل بر وجوب اتمام و صريح نبودن آيه بر لزوم به پايان بردن حج و عمره، ناتمام است؛ چرا كه آيه ظاهر در وجوب اتمام حج و عمره بعد از شروع آنها است. (٣٧)
(٣٦) كشف اللثام، ج٥، ص٣١٠.
(٣٧) آيت اللّه گلپايگانى، كتاب الحج، ج١، ص١١٢.