فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣١
دانستهاند، مگر در مواردى كه دليل خاص باشد. (١٥)
٣. نماز واجب
برخى از فقها، اتمام نماز را، واجب دانستهاند؛ بلكه بر حرمت قطع و باطل كردن آن ادّعاى اجماع كردهاند (١٦). برخى ديگر، وجوب اتمام و حرمت قطع را نپذيرفته و در ادله و استدلالهاى گروه اوّل مناقشه كردهاند. (١٧)
هنگامى كه نماز جمعه با تكميل شدن شرايط آن برپا شود، امّا مردم قبل از به پايان رسيدن آن متفرق شوند، به گونهاى كه كمتر از حدّ نصاب لازم براى اقامه نماز جمعه باقى بماند، به قول برخى فقيهان، بر كسانى كه باقى ماندهاند تمام كردن آن، واجب است. علامه حلّى در اين زمينه فرموده است:
اگر در ميان خطبهها يا بعد از آن و قبل از شروع نماز، مردم پراكنده شوند، نماز جمعه ساقط مىشود؛ امّا اگر بعد از تكبيرة الإحرام، پراكنده شوند، اتمام نماز جمعه واجب است، حتى اگر غير از امام جمعه كسى باقى نماند. (١٨)
برخى از فقيهان معاصر، اتمام نماز جمعه را در اين صورت واجب نمىدانند؛ زيرا با از بين رفتن شرط نصاب جمعيت، نماز جمعه باطل مىشود. ايشان شرط تعداد را، هم شرط ابتدايى و هم شرطِ بقايىِ وجوبِ نمازِ جمعه دانستهاند.
امام خمينى مىفرمايد:
اگر تعداد چهار نفر با امام باشند ـ هرچند هنگام تكبيرة الاحرام ـ تمام كردن
(١٥) مستمسك العروة، ج٦، ص٦١١ ؛ مستند العروة(الصلاة)، ج٤، ص٥٥٣ ؛ القواعد الفقهية، ج٥، ص٢٥٢.
(١٦) مستند العروة(الصلاة)، ج٤، ص٥٥٢ ؛ القواعد الفقهية، ج٥، ص٢٥٢.
(١٧) مستمسك العروة، ج٦، ص٦٠٩ ـ ٦١١ ؛ مستند العروة(الصلاة)، ج٤، ص٥٥٢ ـ ٥٥٧.
(١٨) تحرير الاحكام، ج١، ص٢٧٢ و ٢٧٣.