فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٩ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
٤. از بريد عجلى نقل شده است كه از امام باقر(ع) پرسيد: ميراث مردى كه مىميرد و از خود يك دختر و عمويش را بر جاى مىگذارد، چگونه است؟ امام(ع) در پاسخ فرمود:
المال للإبنة وليس للعمّ شيء أو قال: ليس للعمّ مع الابنة شىء؛ (٣٨)
تمام مال به دختر مىرسد و به عمو چيزى نمىرسد يا فرمود: براى عمو با وجود دختر، چيزى نيست.
٥. حسين رزاز روايت كرده است: گفتم: كسى از امام صادق(ع) سؤال كند كه تركه متوفّا از آن كيست؟ آيا از آن نزديكترين بستگان است يا از آنِ عصبه؟ امام(ع) در پاسخ فرمود:
المال للأقرب و العصبة في فيه التراب؛ (٣٩)
تمام مال از آن نزديكترين بستگان است و عصبه را خاك در دهان است .
٦. عياشى درتفسيرش از ابن سنان از امام صادق(ع) نقل كرده است:
اختلف علي بن أبي طالب و عثمان في الرجل يموت و ليس له عصبة يرثونه و له ذو قرابة لايرثونه، ليس لهم سهم مفروض، فقال علي: ميراثه لذوى قرابته، لأنّ اللّه تعالى يقول: «و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب اللّه» و قال عثمان: اجعل ماله في بيت مال المسلمين؛ (٤٠)
على(ع) و عثمان در مورد ارث مردى كه مىميرد و عصبهاى ندارد كه از او ارث ببرد و خويشاوندانى دارد كه فرضى براى آنها مقرر نشده و از او ارث نمىبرند، اختلاف كردند. نظر على(ع) اين بود كه ميراث آن مرد از آن
(٣٨) همان، ح١٤. به احاديث چهارم، پنجم و هفتم اين باب نيز مراجعه شود.
(٣٩) در سند اين روايت، اين افراد آمدهاند: صالح بن سعدى كه ممدوح است حسين رزاز كه مجهول است. در تهذيب، ج٩، ص ٢٦٧، شماره ٩٧٢، «بزاز» آمده كه او نيز مجهول است.
(٤٠) وسائل الشيعه، ج١٧، باب هشتم از ابواب موجبات ارث، ح١ و ٩.