فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٦ - جدال تعبد و تعقل در فهم شريعت (٣) مسعود امامى
اين ادعا ضرورتاً به اين معنا نيست كه رهبران فكرى انقلاب مشروطه، اعم از روحانيان و غير آنها، مشروطيت را بدوت تصرّف در آن براى بومىسازى و دينى كردن آن پذيرفته بودند، بلكه فقط به اين معناست كه تمدن و فرهنگ غرب تأثير اساسى بر انديشه مشروطه خواهى در ايران گذاشت ؛ هرچند بسيارى از رهبران مشروطه، به خصوص رهبران مذهبى، ضمن اعتراف به وارداتى بودن اين پديده، درصدد بومى كردن و هماهنگ سازىاش با فرهنگ اسلام و ايران برآمدند. يكى از گوياترين دلايل بر اين تأثيرپذيرى، اعتراف رهبران روحانى مشروطه بر آن است. آيةاللّه سيدمحمد طباطبايى، يكى از دو رهبر روحانى مشروطه در تهران، مىگويد:
ما مشروطيت را كه خودمان نديده بوديم، ولى آنچه شنيده بوديم و آنهايى كه ممالك مشروطه را ديده، به ما گفتند: مشروطيت موجب امنيت و آبادى مملكت است، ما هم شوق و عشقى حاصل نموده، تا ترتيب مشروطيت را در اين مملكت برقرار نموديم. (٨)
مشروطه خواهان پيوسته با اين اتهام مخالفان خود مواجه بودند كه مشروطيت سوغات فرنگ است و نه تنها ربطى به اسلام ندارد، بلكه مخالف آن است و يكى از پاسخهاى آنان نيز در مقابل اين اتهام اين بود كه مشروطيت نه تنها مخالف اسلام نيست و قرآن و سنت را تأييد مىكند، بلكه غربىها آن را از اسلام گرفتهاند. همين پاسخ مشروطه خواهان ، گواه ديگرى بر اين است كه آنان اعتراف داشتند كه مشروطيت از آن سوى مرزها به ايران آمد، ولى غربيان پيش از اين آن را از ما اخذ كردهاند.
حاج آقا روحاللّه نجفى اصفهانى، از رهبران مشروطه در اصفهان، در رساله «مكالمات مقيم و مسافر» و در مقام پاسخ به اين اشكال، ادعا مىكند كه پس از پيروزى صلاح الدين ايّوبى با گروه اندكى بر لشكر بزرگ مسيحيان در جنگهاى
(٨) آدميت، فريدون، ايدئولوژى نهضت مشروطيت ، ص ٢٢٦.