فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
استدلال به سنت بر نفى تعصيب
در نفى تعصيب، شيعه و سنى به رواياتى استناد كردهاند. در اينجا ابتدا روايات مورد استناد اهل سنت و سپس مرويّات شيعه را نقل مىكنيم:
روايات اهل سنت
١. مسلم و بخارى از سعدبن ابى وقاص روايت كردهاند كه گفت:
در مكه دچار مرضى شدم كه مشرف به مرگ بودم. پيامبر(ص) به عيادتم آمد، عرض كردم: اى رسول خدا، من اموال زيادى دارم و وارثى جز دخترم ندارم. آيا مىتوانم دوسوم مالم را صدقه بدهم؟ فرمود: نه. عرض كردم: آيا مىتوانم نيمى از آن را صدقه بدهم؟ فرمود: نه. عرض كردم: آيا مىتوانم يك سوم آن را صدقه بدهم؟ فرمود: يك سوم زياد است. اگر بعد از تو فرزندت بى نياز باشد، بهتر است از اينكه فقير باشد و نزد مردم در يوزگى كند. (٢٦)
در صحيح مسلم به جاى عبارت «ووارثى جز دخترم ندارم»، آمده است: «ووارثى جز يك دختر ندارم». (٢٧)
اين روايت صراحت دارد كه در ذهن سعد بن ابى وقاص چنين بوده كه دخترش تنها وارث مالش است و پيامبر(ص) هم سخن او را شنيد و تنها وارث بودن دختر او را تأييد كرد و به او نگفت كه وارث ديگرى هم دارد و آن عصبه است ، بلكه همان يك وارث را تأييد كرد كه براساس آن، تمام تركه براى دختر است، نيمى از آن به عنوان فرض و نيمى ديگر به عنوان ردّ.
شايان ذكر است كه اين پرسش و پاسخ بعد از نزول آيات فرايض بوده است.
٢. بيهقى از سويدبن غفله در مورد دختر و زن و مولايى روايت كرده است:
(٢٦) صحيح بخارى، ج٨، ص ١٥٠، كتاب فرائض، باب ميراث دختران.
(٢٧) صحيح مسلم، ج٤، باب الوصيّة بالثلث، ص ٧١.