فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
ابن عباس گفت: آيا تو از اهل عراق هستى؟ گفتم: آرى. گفت: به ديگران برسان كه من مىگويم: خداوند عزّوجلّ فرموده است: {آباءكم و أبنائكم لاتدرون أيّهم أقرب لكم نفعاً فريضةً من اللّه } و همچنين {أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب اللّه } .آيا اينها جز فريضهاند؟ آيا اين آيات چيزى باقى گذاردهاند؟ نه من چنين چيزى گفتهام و نه طاووس از من چنين چيزى نقل كرده است.
قاربة بن مضرب گفت: پس از اين سخنان ابن عباس، طاووس را ديدم و گفت: نه، به خدا سوگند من چنين چيزى را هرگز از ابن عباس روايت نكردهام. همانا شيطان اين سخن را بر دهان آنها انداخته است. سفيان گفت: به نظر من اين كار از جانب فرزندش عبداللّه بن طاووس بوده است؛ زيرا او مُهر دار سليمان بن عبدالملك (٥١) بود و به اين گروه ـ يعنى بنى هاشم ـ كينه زيادى داشت. (٥٢)
سليمان بن عبدالملك، خليفه اموى مروانى، كسى است كه ابو هاشم، عبداللّه بن محمد بن على حنفيه را ظالمانه و فريبكارانه با سم كشت. با اين وصف، معلوم است حال دوستداران آنها چگونه خواهد بود.
ثانياً، وراثت عصبه از مسائلى نيست كه ابتلاى مردم به آن كم باشد، بلكه از مسائل عام البلوى در دوره رسول اكرم(ص) و خلفا بود. حال اگر در اين زمينه، تشريعى مطابق مضمون اين روايت وجود مىداشت، نبايد از ديگران مخفى مىماند و ديگران هم بايستى آن را نقل مىكردند؛ در حالى كه همه اسناد اين
(٥١) سليمان بن عبدالملك هفتمين خليفه بنى اميه است كه در سال ٩٦ق به خلافت رسيد و در سال ٩٨ ق، در حالى كه ٤٥ سال داشت، درگذشت. انگشتر او كه با آن نامهها را مهر مىكرد، همواره در دستش بود تا از نيرنگ مصون باشد.
(٥٢) تهذيب الاحكام، ج٩، ص ٢٦٢؛ الخلاف، ج٢، مسئله ٨٠.