فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - اظهار زينت زن و حكم آن خالد غفورى
نباشد، براى رفع اين پندار، كنيز هم در آيه به عنوان مستثنا ذكر شده است. (٥٥)
دليل ديگرى كه قائلان اين قول به آن استدلال كردهاند، روايت پيامبر اكرم(ص) كه فرمود:
لايحلّ لامرأة تؤمن باللّه و اليوم الآخر أن تسافر سفراً فوق ثلاث إلاّ مع ذي محرم؛
جايز نيست براى زن مؤمن بيشتر از سه روز مسافرت كند، مگر مرد محرمى با او باشد.
غلام نيز به بانوى خويش محرم نيست، بنابر اين وقتى مسافرت رفتن با همراهى او جايز نباشد، نگاه به موى او نيز همانند مرد بيگانه و نامحرم جايز نيست. تحت ملكيت درآوردن غلام از سوى زن، موجب نمىشود چيزى كه قبل از ملكيّت حرام بود، حلال گردد. (٥٦)
احتمال چهارم: منظور خصوص كنيزان كافر است (٥٧). شايد دليل اين احتمال آن باشد كه زنان مؤمن، خواه آزاد باشند و خواه كنيز، در تركيب «نسائهنّ» داخل است، بنابراين مراد از «ما ملكت أيمانهنّ» خصوص كنيزان كافر است.
پيشتر گفتيم كه منظور از «نسائهنّ» مطلق زنان مؤمن است، از اين رو، جمله «أو ما ملكت أيمانهنّ» بى هيچ تقييد و تخصيصى به اطلاق خود باقى است.
ك) أو التابعين غير أُولي الاربة من الرجال: در اين قسمت از آيه، چند بحث وجود دارد:
بحث اوّل: به طور اجمال، مقصود آيه مردانى است كه هيچ رغبت و تمايلى به زن در وجود آنها نيست، لكن در اين كه مصاديق آن به طور مشخص چه كسانىاند،
(٥٥) روايع البيان، ج٢، ص ١٦٣ ـ ١٦٤.
(٥٦) التفسير الكبير، ج٢٣، ص ٢٠٧ ـ ٢٠٨.
(٥٧) روايع البيان، ج٢، ص ١٦٣.