فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٤ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
و من از رفتار بستگانم كه پس از من وارثانم خواهند بود، بيمناكم و همسرم نازاست. پس، از جانب خود وارثى به من عطا كن؛ فرزندى كه از من و از خاندان يعقوب ارث برد و او را، اى پروردگار من، پسنديده گردان.
حضرت زكريا چون بيم داشت كه عصبه، وارث اموال او شوند، از خداوند سبحان خواست تا وارث ذكورى به او عطا كند تا همه مال او را به ارث ببرد، نه وارث مؤنثى كه نيمى از مال را به ارث ببرد و نيمى ديگر را وارثان ديگر. اگر چنين نبود، تأكيد نمىكرد كه آن فرزندى كه خدا به او عطا مىكند، مرد باشد، چنانكه از لفظ «ولىّ» چنين بر مىآيد.
پاسخ دليل سوم: مقصود از «ولىّ» در آيه مزبور، مطلق فرزند است، اعم از مذكر و مؤنث، بر سبيل اطلاق لفظ مذكر و اراده جنس، و چنين اطلاقاتى در قرآن متداول است؛ مثل إلاّ الذين آمنوا اعملوا الصالحات.
شاهد اين مطلب، آيه ديگرى است كه مىفرمايد:
{هنالكَ دعا زكريّا ربّه قال ربّ هب لي من لدنك ذريّةً طيّبةً انّك سميع الدعاء } ؛ (٤٥)
آنجا كه زكريّا عنايت خاص خدا به مريم را ديد، پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا، از جانب خود فرزندى پاك به من عطا كن . تو دعاى بندگانت را مىشنوى .
بلكه مىتوان گفت كه زكريا از خداوند فرزندى مثل مريم را خواست؛ زيرا خداوند قبل از اين آيه مىفرمايد:
{كلّما دخل عليها زكريّا المحراب وجد عندها رزقاً قال يا مريمُ أَنّى لكِ هذا قالت هُو من عنداللّه إن اللّه يرزق من يشاء بغير حسابٍ } ؛ (٤٦)
(٤٥) آل عمران، آيه ٣٨.
(٤٦) آل عمران، آيه٣٧.