فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٦ - اظهار زينت زن و حكم آن خالد غفورى
كه هم در آيه قبل و هم در ذيل اين آيه، مؤمنان به طور عموم مورد خطاب قرار گرفتهاند و اگر اسم يا ضميرى كه به آنها برگردد، در جمله ذكر نشده؛ به دليل اين بوده كه معنا كاملاً روشن بوده است.
احتمال سوم: متبوع، همه مردم اعم از كافر و مسلمان است. اين هم در آيه ذكر نشده؛ چون فايدهاى در ذكر آن نيست؛ زيرا مدار حكم، بر وجود تابع است و متبوع، فى نفسه نقشى در حكم ندارد و ذكر آن تطويل بدون فايده است.
به همين جهت مىبينيم كه تغييرى در خطاب صورت گرفته؛ چون در ده جمله پيشين ضمير «هنَّ» ذكر شده براى بيان تخصيص است، به خلاف دو گروه اخير يعنى «تابعين» و «طفل» كه هر دو عنوان مطلق و بدون اضافه به ضمير ذكر شده است.
بحث سوم: مراد از تابع كيست؟
اوّلاً، لفظ تابع گاهى مشتقّ از «تبعيت» است، بنابراين منظور از آن، كسى است كه از جهت شرع و حكم استقلالى ندارد و تابع و ملحق به ديگران است؛ يعنى مردى كه تحت سرپرستى شخص ديگرى قرار دارد و او كسى نيست جز ديوانه. ممكن است كه بتوان در معناى آن توسعهاى نسبى داد؛ يعنى تابع را به گونهاى معنا كرد كه شامل ساده لوح و كم عقل و ابله و احمق هم بشود.
ثانياً، گاهى مشتق از «اتّباع»(پيروى كردن) است. در اين صورت مراد از تابع كسى است كه از روى عافيت طلبى و به منظور بهره بردارى از خدمات شخص ديگرى، در زندگى خود تابع و ملازم او باشد.
بحث چهارم: مراد از جمله «غَير أُولي الإربة» چيست؟
اين عبارت از دو جهت قابل بحث است: جهت اوّل: در تركيب اين بخش از آيه به تبع اختلاف در قرائت، دو نظر وجود دارد:
١. كلمه «غير» اگرمجرور باشد، صفت براى «التابعين» خواهد بود.