فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٢ - ارث به سبب قرابت يا تعصيب ؟ آیة الله جعفر سبحانى
رابعاً، در سند اين حديث كسانى وجود دارند كه رواياتشان قابل استناد نيست ، از جمله:
١. عبداللّه بن محمد بن عقيل بن ابى طالب كه سندها در سنن ترمذى و ابن ماجه و ابى داود به او منتهى مىشود. ابن سعد او را در طبقه چهارم راويان اهل مدينه نقل كرده و در مورد او چنين گفته است:
احاديث او ناپسند بود، علم او زياد بود، اما به حديث او استناد نمىشود. بشر بن عمر گفته است: «مالك از او روايت نمىكرد». يعقوب بن ابى شيبه از ابن مدينى نقل كرده است: «مالك او را در كتاب هايش وارد نكرده است». يعقوب گفته است: «ابن عقيل راستگو است اما در حديثش ضعف بسيار وجود دارد». ابن عيينه مىگفت: «احاديث چهار نفر از قريش متروك است كه او يكى از آنهاست». ابن مدينى از ابن عيينه نقل كرده است: «او را ديدم كه با خود سخن مىگويد. اين عمل او را چنين توجيه كردم كه او دگرگون شده است»، و سخنان ديگرى كه موجب جرح او است و اطمينان فقيه را به حديث او سلب مىكند. (٥٩)
٢. آن كه در سنن ترمذى از عبداللّه بن محمد بن عقيل روايت كرده، عبيد بن عمرو بصرى است كه ازدى او را ضعيف دانسته و ابن عدى دو حديث از او نقل كرده كه پذيرفتنى نيستند و دارقطنى نيز او را ضعيف دانسته و ابن حبان او را توثيق كرده است. (٦٠)
(٥٩) تهذيب التهذيب، ج٦، ص ١٤٠، و ادامه سخنان او را ملاحظه فرماييد .
(٦٠) همان، ج٤، ص ١٢١.