فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩ - غنا و موسيقى آیة الله سيد كاظم حائرى
به نظر ما، اين روايت چون اخصّ از روايات مطلق دالّ بر حرمت غنا است، بر آنها مقدم مىشود و ديگر نوبت به حمل بر تقيه نمىرسد و اگر لزوم حمل بر تقيه به سبب تعارض آن با روايت عبداللّه بن سنان باشد، سند اين روايت ناقص است. در روايت عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) آمده است:
«قال رسول اللّه(ص): اقرأوا القرآن بألحان العرب و إياكم و لحون أهل الفسق و أهل الكبائر؛ فانه سيجيء من بعدي أقوام يرجّعون القرآن ترجيع الغناء و النوح و الرهبانية لايجوز تراقيهم. قلوبهم مقلوبة و قلوب من يعجبه شأنهم؛
رسول خدا فرمود: قرآن را به لحنهاى عربى بخوانيد و از لحنهاى اهل فسق و گناه دورى كنيد. پس از من مردمانى مىآيند كه به غنا و نوحه و به سبك راهبان قرآن مىخوانند. قرآن از حنجره آنان فراتر نمىرود. قلبشان و قلب كسانى كه آنان را بزرگ مىدارند واژگون است».
طبرسى اين روايت را در مجمع البيان از حذيفة بن يمان از پيامبر(ص) نقل كرده است و شيخ بهايى آن را در كشكول به صورت مرسل آورده است. (٢٠) بنابراين، از نظر سند ناقص است، از اين رو، موجب نمىشود كه روايت معارض با آن، حمل بر تقيه شود.
افزون بر اين، احتمال حمل بر تقيه در اينجا وجود ندارد؛ امام(ع) چه انگيزهاى براى تشويق به غنا و مستحب شمردن آن، دارد؟ آيا نمىتوانست فقط از جواز آن سخن بگويد، بلكه مجاز شمردن غنا از باب تقيه چه انگيزهاى داشت؟ آيا حرمت غنا همانند حرمت فقاع نبود كه در آن جايى براى تقيه نيست؟ بى گمان، بيان حكم واقعى غنا، يعنى حرمت، موجب دور شدن امام از امّت وكم شدن تأثير او در آنان، نمىشد، از اين روى ائمه(ع) در حرمت فقاع هيچ گاه تقيه نكردهاند. البته اگر حديث عبداللّه بن سنان از نظر سند ضعيف نبود، هر دو روايت به واسطه تعارض ساقط مىشدند و به عموم روايات حرمت رجوع مىكرديم.
به هر حال، روايت ابوبصير، بر جواز غنا در قرآن به طور مطلق ـ يعنى حتى وقتى با
(٢٠) همان، ص٨٥٨، ح١.