فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨ - غنا و موسيقى آیة الله سيد كاظم حائرى
به هر حال، روشن گشت كه استثناى حداء با همين عنوان، ثابت نيست، اما مىتوان در اطلاق دليل حرمت غنا مناقشه كرد به نحوى كه براى خروج حداء از شمول حرمت غنا، به مخصّص نيازى نباشد؛ به اين صورت كه بگوييم: براساس مناسبت حكم و موضوع، آنچه از دليل حرمت غنا فهميده مىشود، حرمت غناى لهوى و لهو با غنا است. بنابراين، حدايى كه با هدف واداشتن شتر به حركت و نه به قصد لهو خوانده مىشود، مشمول اطلاق اين دليل نيست. علاوه بر اين، مىتوان گفت: بنابر آنچه در استثناى چهارم خواهد آمد، غنايى كه با موسيقى همراه نباشد، حرام نيست، پس موضوعى براى استثناى حداء باقى نمىماند.
دوم، غنا در قرآن: از ابو بصير با سند درست روايت شده است:
«قال: قلت لأبي جعفر(ع): إذا قرأت القرآن فَرَفعت به صوتي جاءني الشيطان، فقال: إنّما ترائي بهذا أهلك و الناس. فقال: يا أبا محمد اقرأ قراءة ما بين القراءتين تسمع أهلك و رجّع بالقرآن صوتك؛ فإنّ اللّه عزّ وجلّ يحبّ الصوت الحسن يرجّع فيه ترجيعاً؛ (١٨)
به امام باقر(ع) عرض كردم: گاه كه قرآن مىخوانم و صداى خود را بلند مىكنم، شيطان مرا وسوسه مىكند كه براى خانواده ات و مردم ريا مىكنى. امام(ع) فرمود: اى ابو محمد! نه خيلى بلند بخوان و نه آهسته؛ به گونهاى بخوان كه خانواده ات صدايت را بشنوند و هنگام قرائت، در صداى خود ترجيع كن؛ زيرا خداوند عزّوجلّ، صداى نيكو را كه در آن ترجيع زيبا باشد، دوست دارد.
اما شيخ حر عاملى مىگويد: «اين روايت بر تقيه حمل مىشود؛ زيرا گفتيم كه روايت ياد شده، با دليل خاص معارض است و آن همان حديث نخست يعنى روايت عبداللّه بن سنان است و نيز با دليل عام كه روايات آن فراوان است و از حد تواتر مىگذرد، تعارض دارد.» (١٩)
(١٨) همان، ج٤، ص٨٥٩، باب ٢٤ از ابواب قراءة القرآن، ح ٥.
(١٩) همان، ذيل ح٥.