فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٥ - ازدواج موقت در كتاب و سنّت آیة الله جعفر سبحانى
لو كنت تقدمت فيه لرجمته؛ (٢٤)
خوله دختر حكيم، بر عمربن خطّاب وارد شد و به او گفت: ربيعة بن اميه با زنى بچه زا ازدواج موقت كرده و از او بچه دار شده است. عمر با عصبانيت و در حالى كه عبايش را با خود مىكشيد حركت كرده و چنين گفت:
اگر پيشتر به اين فرد در مورد ممنوع بودن متعه چيزى گفته بودم،
او را سنگسار مىكردم.
اينها نمونهاى بود از رواياتى كه در آنها به شكلهاى مختلف لفظ استمتاع به كار رفته و منظور از آن، ازدواج موقت و عقد كردن زنى به مدت معين و اجرت مشخص بوده است.
٢. منظور از استمتاع در اين آيه، عقد است نه بهره و لذت بردن. به اين دليل كه خداوند، پرداختن اجرت را مانند ترتب جزاء بر شرط، بر استمتاع مترتب كرده و چنين فرموده است: {فما استمتعتم به منهن فآتوهن أُجورهن } . اگر مراد از استمتاع، عقد باشد، اين تفريع و ترتب درست خواهد بود؛ زيرا به صرف اين كه عقد، اعم از دايم يا موقت، جارى شد، مهريه واجب مىشود. نهايت تفاوتى كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه در عقد دايم، باطلاق دادن قبل از آميزش، نصف مهريه ساقط مىشود اما در عقد موقت، با پايان يافتن مدت و عدم آميزش، نصف مهريه ساقط مىشود.
اما اگر مراد از استمتاع، لذت و بهره بردن باشد، ترتّب و تفريع موجود در آيه معنا ندارد؛ زيرا بر مرد واجب است كه قبل از لذت و بهره بردن از زن هم، كل مهريه را به او پرداخت كند و اين نشان مىدهد كه منظور از استمتاع، عقد است نه لذت بردن.
طبرسى در اين زمينه گفته است:
اگر چه واژه استمتاع در اصل براى بهره و لذت بردن وضع شده است، اما در عرف شرع به معناى اين نوع عقد معين است، مخصوصاً اگر اين لفظ به كلمه «نساء» اضافه شده باشد. براين اساس معناى آيه اين مىشود كه: هرگاه زنى را
(٢٤) الموطّأ، ج٢، ص٣٠؛ سنن بيهقى، ج٧، ص٢٠٦.