فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٠ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
يكى، پيامبرشان يكى و كتابشان هم يكى است. آيا خداوند سبحان به آنها دستور داده است و آنها هم اطاعتش كردهاند، يا آنها را از اختلاف نهى كرده و نافرمانيش نمودهاند؟ يا خداوند دين ناقصى فرو فرستاده و از آنها در كامل كردن آن يارى جسته است؟ يا اينها شريك وى بودهاند و حق دارند كه بگويند و او هم ناگزير است [به حرف آنها[ راضى باشد؟ و يا خداوند دين كاملى فرو فرستاده و رسول(ص) در تبليغ و رسانيدن آن كوتاهى كرده است؟ با آنكه خداوند سبحان مىفرمايد: ما در كتاب (قرآن) چيزى را فروگذار نكرديم و در قرآن بيان هر چيز هست و ذكر فرموده كه بخشى از قرآن بخش ديگر را تصديق مىكند و هيچ اختلافى در آن نيست و نيز فرمود: «اگر قرآن از نزد غير خدا مىبود، اختلاف فراوان در آن مىيافتند.» و قرآن ظاهرش زيبا و باطنش عميق (وبىپايان) است. عجايب آن تمام نمىشود و غرايبش به پايان نمىرسد و تاريكيها جز با آن زدوده نمىشود. (١٣)
در روايت ديگر كه شيخ صدوق(ره) نقل مىكند، روزى از امام رضا(ع) سؤال شد وظيفه فقيه در تعارض رواياتى كه از پيامبر و امامان معصوم(ع) رسيده چيست؟ امام فرمود:
انّ اللّه احلّ حلالا وحرّم حراماً و فرض فرائض، فما جاء فى تحليل ما حرّم اللّه او تحريم ما احلّ اللّه او رفع فريضة فى كتاب اللّه رسمها قائم بلانسخ ذلك فذلك شىء لايسمع الاخذ به؛ لانّ رسول اللّه(ص) لميكن ليحرّم ما احلّ اللّه ولا ليحلل ما حرّم اللّه وفرائض اللّه واحكامه و كان فى ذلك كلّه متبعاً مسلماً مؤيداً عن اللّه عزوجل وذلك قول اللّه «انّ اتبع الا مايوحى الىّ فكان متبعاً مؤدياً عن اللّه، امر به من تبليغ الرسالة.
همانا خداوند حلالى را حلال و حرامى را حرام و واجباتى را واجب فرمود.
(١٣)نهجالبلاغه، خطبه ١٨.