فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٣ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
زيرا در اصطلاح همانگونه كه تهانوى در كشاف اصطلاحات الفنون گفته است:اجتهاد در لغت به معناى بكار بردن قدرت تحصيل امرى است كه مستلزم دشوارى باشد. ولذا واژؤ «اجتهد» را در مقابل حمل سنگ سنگين بكار مىبرند. (٢٢)
در اصطلاح نيز اجتهاد بكار گرفتن تمام توان و كوشش است در درك احكام شرعى. (٢٣)
همانگونه كه پس از اين خواهد آمد، چون جمعى از فقهاى اماميه از استعمال كلمؤ اجتهاد استيحاش داشتند، واژؤ استنباط را به جاى آن استعمال كردند. اصل استنباط در لغت به معناى استخراج آب است كه از مادؤ (نَبَط) گرفته شده است. واژهشناسان نبط را به معنى اول آب چاه كه ظاهر مىشود، نوشتهاند و قوم نبط يا انباط را به مناسبت اينكه به آبيارى و استخراج آبهاى زيرزمينى و حفر قنوات اشتغال داشتهاند، از همين ماده مشتق دانستهاند. بهرحال منظور از استنباط همان اجتهاد در احكام شرعى و استخراج مسائل از منابع مربوطه است. (٢٤)
استاد شهيد مطهرى(ره) مى نگارد:
گوئى فقها كوشش و سعى خويش را در استخراج احكام تشبيه كردهاند به عمليات مقنيان كه از زير قشرهاى زيادى، آب زلال احكام را ظاهر نمايند. (٢٥)
واژه اجتهاد نخستينبار براى بيان يك قاعده در برخى از مدارس فقه عامه استعمال شده است. آن قاعده اين است:
اگر فقيهى بخواهد يك حكم شرعى استنباط كند و نصى از قرآن يا سنت نيابد، مىتواند به جاى نص به «اجتهاد» متوسل شود. (٢٦)
(٢٢)«الاجتهاد فى اللغة استفراغ الوسع فى تحصيل امر من الامور مستلزم للكلفة والمشقة ولهذا يقال: اجتهد فى حمل الحجر.»
(٢٣)على مشكينى اردبيلى، تحرير المعالم، ص١٦، دفتر نشر الهادى، ١٤١٤.هـق.
(٢٤)كاظم مدير شانهچى، بررسى مبانى حقوق اسلامى، مجله مشكوة، ص٧٠، انتشارات آستان قدس رضوى، شماره ٩، ١٣٦٤.
(٢٥)مرتضى مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى، بخش اصول فقه، ص١٠، انتشارات صدرا.
(٢٦)شهيد محمد باقر صدر، دروس فى علم الاصول، الحلقة الاولى، ص٥٥ ـ ٥٦.