فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٤ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
تفاوت نهادهاند. (١٧)
شهيد ثانى در اين باره مىگويد:
... فلاقطع على المستلب وهوالذي يأخذ المال جهراً ويهرب... ولاالمختلس وهو الذى يأخذ المال خفيةً؛ حد قطع بر مستلب جارى نمىشود و او كسى است كه به طور آشكار مال را مىگيرد و فرار مىكند و همينطور بر مختلس نيز جارى نمىشود و او كسى است كه به طور پنهان مال را مىگيرد. (١٨)
بنابراين مستلب كسى است كه مال را آشكارا اخذ كرده و فرار مىكند و مختلس كسى است كه مال را به طور پنهان اخذ مىكند.
شايد با توجه به همين تفسير فقهى بوده كه طريحى شبيه آن را ذكر كرده است. (١٩)در روايات ائمه(ع)، هر دو واژه بكار رفته ولى چنان تفاوتى در آنها بيان نشده است:
قال امير المؤمنين(ع):
لاقطع فى الدغارة المعلنة وهي الخلسة ولكن اعزره؛
در هجومهاى آشكار كه همان خلسه است، حد قطع جارى نمى شود بلكه تعزير مىكنم. (٢٠)
عن ابى عبدالله(ع) قال:
ليس على الذى يستلب قطع؛
حد قطع بر كسى كه مال ديگرى را سلب كرده است، جارى نمىشود. (٢١)
روشن نيست چرا پارهاى از فقها بين تعريف مستلب و مختلس تفاوت گذاشتهاند، با
(١٧)دك: رياض المسائل، ج٢؛ الروضة البهية فى شرح اللمعة الدمشقية، ج٩، مجمعالفائدة والبرهان، ج١٣، شرائع الاسلام، ج٤، كشف اللثام، ج٢.
(١٨)شهيد ثانى، مسالك الافهام، ج٢، ص٢٥٧.
(١٩)مجمع البحرين .
(٢٠)محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعة، ج١٨، ص٥٠٤، ح٦، بيروت، دار احياء التراث العربى.
(٢١)همان،حديث ١.