فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٦ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
مال نيازى به قهر و غلبه نيست. لذا مرحوم ابن ادريس در تفسير آن گفته: مختلس كسى است كه بدون قهر مال را از صاحب آن سلب مىكند. (٢٥)اين تفاوت با معناى لغوى اختلاس تطبيق مىكند؛ زيرا يكى از معانى اختلاس فرصت مناسب است. الخلسة: الفرصة المناسبة. (٢٦)
مىتوان گفت: بدين سبب است كه مرحوم اردبيلى، شبيه چنين تفاوتى را بين مستلب و مختلس قائل شده و مىگويد:
والمستلب، قيل: هو الذى يسلب المال من القدام؛ گفته شده، مستلب كسى است كه مال را از پيش رو بر مىدارد. (٢٧)
والمختلس، هوالذى يسلبه من الخلف؛ مختلس كسى است كه مال را از پشت بر مىدارد.
معمولاً (٢٨)كسى كه مال را از پيش رو مىگيرد، با قهر و غلبه بر مىدارد و كسى كه از پشت بر مىدارد، با استفاده از غفلت صاحب مال، بدون قهر و غلبه اخذ مىكنند.
برخى نوشتههاى فقهى اهلسنت نيز، معناى إختلاس را ملازم با غفلت مىدانند:
... اما المختلس، فانه ياخذ المال على حين غفلة من مالكه وغيره. (٢٩)
همانگونه كه قبلاً گفته شد، روشن نيست چرا پارهاى از فقها خواستهاند بين تفسير استلاب و اختلاس تفاوت بگذارند و چه نكتهاى آنان را به بيان فرق بين آن دو كشانده است. مجازاتِ مستلب و مختلس از نظر حكم كلى شرعى، تعزير است و از اين جهت نيازى به بيان تفاوت نيست و بدين جهت مرحوم آيت الله گلپايگانى(ره) مىگويد:
... واما المستلب والمختلس، فقد اختلف فى تفسيرها وحيث ان الحكم هو التعزير فسواء كانا واحداً او متعدداً، فلا اثر لذلك فى المقصود...
(٢٥)ابن ادريس الحلى، السرائر، ج٣، ص٥١٢.
(٢٦)المنجد.
(٢٧)احمد المقدس الاردبيلى، پيشين ، ج١٣، ص٢١٢.
(٢٨)همان.
(٢٩)وهبة الزحيلى، پيشين، ج٦، ص٩٤.