فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
بنابراين اگر كسى مال ديگرى را به طور آشكار و با قهر و غلبه بگيرد، اصطلاحاً سارق نيست، بلكه مستلب يا مختلس است. از اين رو زبيدى مىگويد:
السارق عند العرب؛ من جاء مستتراً الى حرز فاخذ مالا لغيره، فان اخذه من ظاهر فهو مختلس و مستلب و منتهب....؛ سارق نزد عرب كسى است كه به طور پنهانى به سوى حرز بيايد و مال ديگرى را بردارد، بنابراين اگر به طور آشكار مال را بردارد، وى مختلس و مستلب و منتهب است. (١٤)
٢ ـ ٢ ـ ٢ اختلاس
در فرهنگ لغت، اختلاس به معناى استلاب آمده است. «خلستُ الشئ: اذا استبلته، اختلاس كردم شئ را، هنگامى است كه سلب كردهام آن را.» (١٥)اينگونه تفسير اقتضاء مىكند، اختلاس همان معناى استلاب را داشته باشد و تفاوتى با يكديگر نداشته باشند.
برخى نوشتههاى فقهى نيز هر دو را به يك معنا تفسير كردهاند. ابن ادريس حلى در اينباره مىگويد:
والمختلس، هو الذى يسلب الشئ ظاهراً لاقاهراً من الطرقات والشوارع من غير شهر لسلاح ولاقهراً، بل استلاباً واختلاساً... مختلس، كسى است كه بدون به كارگيرى اسلحه و بدون قهر، بلكه به صورت استلاب و اختلاس، مال را به طور آشكار در راهها و جادهها (از مردم) سلب مىنمايد. (١٦)
با اين حال بيشتر نوشتههاى فقهى، آن دو را به يك معنا تفسير نمىكنند و بين آنها
(١٤)مرتضى الزبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دارالفكر، ١٤١٤، هـ.ق.
(١٥)لسان العرب.
(١٦)ابن ادريس حلى، كتاب السرائر، ج٣، ص٥١٢، چاپ دوم، قم، موسسؤ نشر اسلامى، ١٤١١ هـ.ق.