فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٩ - قاعدؤ اتلاف(٢) محمد رحمانى
بابى را با اين عنوان منعقد كرده و در آن دو روايت نقل كرده است كه هر دو از نظر سند معتبرند. البته در سند اول سهلبن زياد هست كه هر چند توثيق خاص ندارد، ليكن بسيارى از بزرگان (٦)او را قبول مىكنند. از اين رو دربارهاش گفته شده «الامر فى السهل سهلء» و افزون بر اين، شيخ صدوق و شيخ طوسى اين روايت را با سند صحيح نقل كردهاند:
عن أبى عبدالله (ع) فى رجل حمل عبده على دابته، فوطأت رجلا قال: الغرم على مولاه. (٧)
امام صادق (ع) دربارؤ مردى كه عبدش را بر چهار پايش سوار نموده و مردى را پايمال كرد، فرمود: مولى ضامن است.
روايات دسته پنجم
دسته پنجم رواياتى است كه دلالت دارند، اگر كسى سبب شود مركبى كه شخصى بر آن سوار است، فرار كند و از آن بيفتد و يا مردى بترسد، ضامن است. صاحب وسائل بابى را در اين باره گشوده و دو روايت در آن آورده است، كه از نظر سند و دلالت بر مدعا تمام است. از جمله صحيحؤ حلبى:
عن ابى عبداللّه (عليهالسلام) قال: أيما رجل فزع رجلا من الجدار او نفر به عن دابته فخرّ فمات فهوضامن لديته و ان انكسر فهو ضامن لدية ماينكسر منه. (٨)
امام صادق(ع) فرمود: اگر مردى مرد ديگرى را از پشت ديوار بترساند و يا مركب او را طورى فرارى دهد كه او به زمين افتد و بميرد، ضامن ديؤ اوست و اگر جايى از بدن او بشكند، ضامن شكستگى استخوان است.»
آنچه ملاحظه شد برخى از رواياتى است كه دلالت مىكند سببى كه موجب اتلاف شود ضمان آور است.
(٦)از جمله حضرت آية اللّه شبيرى زنجانى در پاسخ پرسش شفاهى.
(٧)وسايل الشيعه، ج١٩، ص١٨٨، باب ١٦ از ابواب موجبات الضمان، ج١.
(٨)همان، ص١٨٨، باب ١٥ از ابواب موجبات الضمان، ح١.