فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠١ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
سارق نزد عرب، كسى است كه به طور پنهانى به سوى حرز مىآيد و چيزى را كه از خودش نيست بر مىدارد. (٦)
با توجه به مطالب فوق به دست مىآيد كه سرقت از ديدگاه اهللغت، داراى سه ركن و يا به عبارتى چهار ركن است:
١ ـ برداشتن شئ
٢ ـ از آن ديگرى بودن
٣ ـ پنهانى بودن
٤ ـ منقول بودن ، اين ركن ملازم با مفهوم برداشتن است؛ زيرا شئ غيرمنقول قابل برداشتن نيست، لذا ذكر مستقل آن ضرورتى ندارد. (٧)
منطقاً چنانچه يكى از اركان ياد شده مفقود شود، مفهوم سرقت تحقق پيدا نمىكند. لذا اگر مال منقول نباشد و يا اگر منقول بود، برداشتن آن پنهانى نباشد و يا اگر پنهانى بود، از ديگرى نباشد، عمل انجام شده سرقت نخواهد بود.
٢ ـ ٢ مقايسه سرقت و مفاهيم مشابه
همانگونه كه ملاحظه گرديد در مفهوم لغوى سرقت قيودى اخذ شده است، از جمله پنهانى بودن و گفته شد چنانچه يكى از قيود آن مثلاً پنهانى بودن مفقود شود، عنوان سرقت به آن منطبق نخواهد شد و تحت عنوان ديگرى از آن نام برده مىشود كه در كتابهاى لغت و نوشتههاى فقهى به آن اشاره شده است و در اينجا نيز اشاره مىشود.
١ ـ ٢ ـ ٢ استلاب يا اختطاف
چنانچه مال پنهان ربوده نشود، صورتهاى گوناگونى دارد كه در كتابهاى لغت و
(٦)لسان العرب.
(٧)در نظام حقوقى برخى كشورها همچون انگليس، براى تحقّق سرقت، منقول بودن ضرورتى ندارد، چرا كه از ديدگاه آنان براى انجام سرقت «تصاحب» كافى است و برداشتن ضرورتى ندارد و «تصاحب» با غير منقول بودن شئ نيز سازگار است: