فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٤ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
در اينجا اجتهاد به معناى تفكر شخصى و فردى است. مىتوان به اينگونه استنباط شخصى، نام «رأى» نيز نهاد. اجتهاد به اين معنا براى فقيه يك دليل محسوب مىشود و به عنوان يكى از منابع صدور حكم به شمار مىرود. يعنى فقيه همانگونه كه به «كتاب» يا «سنت» استناد مىكند و به وسيلؤ آنها استدلال مىنمايد، مىتواند در مسائلى كه دليلى از كتاب يا سنت ندارد، به «اجتهاد» خود استناد كند و با آن استدلال نمايد. ابوحنيفه در منهج فقهى خود اين شيوه را بكار مىبرده و بدين خاطر با مخالفت شديد امامان شيعه و فقهايى كه در مكتب ايشان پرورش يافته بودند، مواجه شده است. پىجويى تاريخ كلمؤ اجتهاد، حكايت از آن مىكند كه اين واژه از زمان امامان شيعه تا قرن هفتم در اين معنا بكار رفته است. مبارزه با اين اصل به عنوان يك منبع صدور حكم در نوشتههاى عصر ائمه(ع) و نيز راويان آثار ايشان به چشم مىخورد. به عنوان نمونه عبداللّه بن عبدالرحمن زبيرى كتابى به نام: الاستفادة فى الطعون على الاوائل والرد على اصحاب الاجتهاد والقياس، و هلالبن ابراهيم بن ابوالفتح مدنى كتابى در مورد اجتهاد به نام: الرد على من رد آثار الرسول و اعتمد على نتائج العقول به رشته تحرير درآوردند. در زمان غيبت صغرى يا نزديك به آن، اسماعيلبن علىبن اسحاق بن ابوسهل نوبختى كتابى در رد اجتهاد، تصنيف نموده است. نجاشى صاحب رجال، تمام اين آثار را در زيستنامه هر يك از اينها برآورده است.
در اواسط قرن چهارم، از ميان فقها، شيخ صدوق با خط مبارزه عليه اجتهاد هماهنگ مىشود. از باب مثال گفتار ايشان را در ذيل داستان موسى و خضر ذكر مىكنيم:
موسى با همؤ خرد، انديشه و مقامش نزد خدا، با استنباط فكرى و استدال، معناى كارهاى خضر را درك نكرد و نمىدانست چرا خضر چنين كارهايى مىكند. بنابراين وقتى براى پيامبران قياس، استدلال و استنباط شخصى در اين امور جايز نباشد، براى افراد امت آنها به طريق اولى جايز نخواهد بود. وقتى موسى صلاحيت آن را ندارد كه با آن كمال و مقام، آنچه را به نظرش درست مىآيد برگزيند، چگونه «امت» صلاحيت گزينش امام را دارد و