فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٢ - نگرشى بر فقه شيخ مفيد(ره) سليمان عبداللّه آبادى
ابتكارات شيخ مفيد(ره) در فقه اجتهادى
از آنچه بيان داشتيم مىتوان نتيجه گرفت كه بين منهج فقهى شيخ مفيد(ره) و اصحاب حديث تفاوتهاى زير به چشم مىخورد:
١ ـ علم اصول نزد اصحاب حديث به عنوان يك علم جداگانهاى مطرح نبود، بلكه قواعد اصوليّه را در ميان مباحث فقهى خود مطرح مىكردند. در مقابل، شيخ مفيد علم اصول را از فقه جدا كرد و در اين رابطه كتابى به نام: مختصر كتاب اصول الفقه يا التذكرة باصول الفقه نگاشت.
٢ ـ اصحاب حديث عقل را به عنوان منبع و به عنوان ابزار قبول نداشتند؛ امّا شيخ مفيد(ره) از عقل هم به عنوان منبع و هم به عنوان ابزار استفاده كرده است.
اين دو كار از ابتكارات شيخ مفيد است، كه در منهج فقهى ايشان تأثير به سزائى داشته به گونهاى كه ايشان توانست با اين مشرب فقهى، حكم فروعاتى را كه منصوص نبودند، روشن نمايد. گرچه شيخ مفيد در منهج خود متأثّر از ابن ابى عقيل و ابن جنيد رحمهمااللّه نيز بوده است، امّا آن كه اين مطالب را پرورش داده، خود ايشان بوده است.
در اينجا اين پرسش به نظر مىرسد كه مرحوم شيخ مفيد از عقل چگونه استفاده مىكرده است، آيا ايشان معتقد است كه در صورت نبود حكم در قرآن و سنّت به سراغ عقل مىرويم، آن گونه كه مرحوم ابن ادريس فرمودهاند؟ مرحوم مظفّر به نقل از ابنادريس در سرائر آورده است: «فاذا فقدت الثلاثة ـ يعنى الكتاب والسنة والإجماعـ فالمعتمد عند المحقّقين التمسّك بدليل العقل فيها» (١٥)
طبق اين نظريّه وقتى حكم شرعى در قرآن و سنّت و يا اجماع باشد عقل هيچكاره است. درنتيجه حكم عقل، نه مىتواند مخصّص عامّ باشد، و نه مىتوان حديث مخالف حكم عقل را رد نمود. و يا اينكه دليل عقلى نيز در كنار قرآن و سنّت يك دليل واقعى است، و در نتيجه مىتواند عموم آيات و سنّت را تخصيص نمايد.
(١٥)اصول فقه، ج٢، ص١٢٢.