فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٨ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
خوراندن داروى بيهوشكننده به مالباخته يا مجنئعليه و يا خواباندن اوست. در اصطلاح فقه كسى را كه به ديگرى داروى بيهوش كننده مىخوراند، «منبج» مىگويند و اگر با حيلهاى وى را بخواباند «مرقد» مىنامند. (٣٣)منبج از «نبج» گرفته شده، «نبج»، نوعى گياه بيهوش كننده است. (٣٤)مرقد نيز از ريشه «رقاد» به معناى خواب است. (٣٥)
در مباحث آينده، ضمن تجزيه و تحليل فصل بيستويكم قانون مجازات اسلامى بيشتر در اينباره گفتگو خواهد شد.
٣ ـ ٢ جرم سرقت در نوشتههاى فقهى
در بيشتر نوشتههاى فقهى سرقت صريحاً تعريف نشده است. با اين حال برخى از فقها آن را چنين تعريف كردهاند:
السرقة: هى أخذ المال خفيةً.
سرقت عبارت است از: گرفتن مال به طور پنهانى. (٣٦)
پيش از پرداختن به تجزيه و تحليل تعريف ياد شده، مناسب است دو نكته يادآورى شود:
اوّلاً:درپارهاى موارد بجاى «خفية» از «سراً» استفاده شده و اين اختلاف در تعبير تفاوتى را در محتواى آن به وجود نمىآورد؛ زيرا در هر حال منظور از «خفية» يا «سراً»، پنهانى بودن عمل سرقت است.
ثانياً:از آنجا كه منطقاً بايستى تعريف تا حد امكان خالى از ايراد و اشكال باشد، ضرورى است در تعريف سرقت قيد «غير» نيز افزوده شود و همانگونه كه مرحوم فيض كاشانى بيان كردهاند، گفته شود:
السرقة، اخذ مال الغير خفية. (٣٧)
(٣٣)سيد على طباطبايى، رياض المسائل، ج٢، ص٤٩٨، قم، آل البيت، ١٤٠٤، هـ.ق.
(٣٤)مرتضى، الزبيدى، تاج العروس.
(٣٥)مرتضى، الزبيدى، تاج العروس.
(٣٦)احمد المقدّس الاردبيلى، پيشين، ج١٣، ص٢٢٧.
(٣٧)محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج٢، ص٣٣، چاپ اوّل، قم، دارالمرتضى.