فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٥ - قاعدؤ اتلاف(٢) محمد رحمانى
ب . تعريف سبب
در تعريف تسبيب نيز عبارات فقها مختلف است. محققّ حلّى در اينباره مىنويسد:
الثاني التسبيب و هوكل فعل يحصل التلف بسببه كحفر البئر فى غير الملك، تسبيب عبارت است از: هر فعلى كه تلف به سبب آن حاصل گردد، مانند:
كندن چاه در غير ملك. (٢)
از اين تعريف استفاده مىشود كه مقصود از سبب در اين بحث سبب فلسفى نيست، كه از وجودش وجود مسبب لازم آيد؛ بلكه سبب در اينجا بدين معناست كه تنها از نبود آن نبود مسبب لازم مىآيد.
ج . فرق مباشر و سبب
عوامل تشكيل دهندؤ يك حادثه چنان گوناگون و پيچيده است كه به دشوارى مىتوان همه را با يك قاعده بررسى كرد. از اين رو در هر حادثهاى بايد ويژگيهاى آن مورد دقت قرار گيرد. از باب نمونه جهت بازشناسى مباشر از سبب بايد توجه شود:
آيا رابطه كار زيانبار و تلف مال رابطه مستقيم و بىواسطه است؟
آيا ميان كار زيانبار و تلف مال حوادث ديگرى نيز رخ داده است يا نه؟ اگر رخ داده آيا اين حوادث رابطؤ ميان اين دو را قطع كرده است يا نه؟
آيا اين تلف به حسب عادت از اين كار انجام مىگرفته است يا نه و...؟
در هر صورت بهترين ملاك و معيار براى تشخيص اينكه فعل تلف، به مباشر نسبت داده مىشود در نتيجه او ضامن است و يا به سبب نسبت داده مىشود و تنها او ضامن است، عرف است. و فقها نيز اگر در اين رابطه چيزى گفتهاند به عنوان علامت و نشانؤ اين حقيقت بوده است. با اين وصف، آنچه كه به عنوان وجه افتراق اين دو مىتوان گفت، عبارت است از:
١ ـ در صدق عنوان مباشر فعل هميشه مثبت است و با فعل منفى (ترك كار) عنوان
(٢)محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج٣٧، ص٤٦.