فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - مطالعه و بررسى جرم دزدى از ديدگاه فقه، حقوق و قانون مجازات اسلامى سعيد قماشى
اينكه در كتابهاى لغت آن دو به يك معنا تفسير شده و همينطور در روايات صادر شده چنان تفاوتى ديده نشده است.
صاحب جواهر بعد از تعريف مستلب، معناى مختلس را به مستلب ارجاع مىدهد و هر دو را به يك معنا تفسير مىكند، سپس سخن شهيد ثانى را در بيان تفاوت بين مستلب و مختلس، كه قبلاً نقل گرديد، بيان نموده و كلمؤ «خفية» را كه در تعريف وى از اختلاس ذكر شده و وجه تمايز اختلاس و استلاب است، به معناى «غفلة» تفسير مىكند. گويا ايشان در نظر دارد معناى آن دو كلمه را بر يكديگر منطبق نمايد و تفاوت را از بين ببرد:
... ولعل المنساق منه اخذ المال من صاحبه عند صدور غفلة منه؛ شايد معنايى كه نزديك به معناى خفيه مىباشد، گرفتن مال است از صاحب آن، هنگامى كه وى در غفلت بسر مىبرد.
اگر چه (٢٢)صاحب جواهر به دنبال برداشتن تفاوت بين معناى استلاب و اختلاس بوده است، ولى مىتوان علىرغم قصد وى، تفسير ياد شده را در جهت تفاوت بين استلاب و اختلاس استفاده كرد و چنين گفت: استلاب و اختلاس؛ يعنى گرفتن مال از صاحب آن به طور آشكار (برخلاف سرقت كه به طور پنهان انجام مىشود)، با اين تفاوت كه در استلاب، مال به طور آشكار از صاحب آن گرفته مىشود، اگر چه وى غافل از حفظ آن نيست و تمهيدات لازم را براى حفظ آن انديشيده است و بر اين اساس است كه استلاب به نهب مال تفسير شده (٢٣)و نهب در لغت يعنى قهر و (٢٤)غلبه و كسى كه غافل از حفظ مال خودش نيست، به قهر و غلبه مىتوان مال را از وى سلب نمود.
در اختلاس نيز مال به طور آشكار از صاحب آن گرفته مىشود، ولى در فرصتى كه صاحب مال نسبت به حفظ آن غافل و بىتوجه است؛ و چون بىتوجه است، براى گرفتن
(٢٢)محمد حسن نجفى، جواهر الكلام، ج٤١، ص٥٩٧ .
(٢٣)همان، پيشين، ج٤١، ص٥٩٦.
(٢٤)احمد بن محمد الفيومى، المصباح المنير.