فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٧ - تشبه به كفار و پيروى از آنان سيدمحسن خرازى آیت الله
١. رواياتى كه در منع تكفير(گذاردن يكى ازدو دست برروى ديگرى به نشانه خضوع) وارد شده است:
الف. كلينى(ره) در كافى به سند خود از حسين بن سعيد، از صفوان و فضاله، از زرارة از امام باقر(ع) نقل كرده است كه فرمود:
ولا تكفر، فإنما يصنع ذلك المجوس؛
تكفير مكن كه اين كار را مجوس انجام مىدهند. (٥)
روايت فوق از جهت سند، صحيح است؛ و از نظر دلالت نيز نسبت به اينكه تكفير درنماز باشد يا در غير نماز، اطلاق دارد؛ مگراينكه به قرينه روايات ديگر، اين روايت نيز حمل به تكفير در نماز شود. بويژه اينكه احتمال دارد كه تكفير، اصطلاحى مى باشد در قرار دادن يكى از دودست بر روى ديگرى در خصوص نماز.
ب. شيخ صدوق(ره) در خصال در ضمن حديث چهار صد گانه از ابىّ، از سعد، از يقطينى، از قاسم بن يحيى، از جدش حسن بن راشد، از ابوبصير و محمد بن مسلم نقل مىكند كه امام صادق(ع) فرمود:
پدرم از جدم، از آباء خود خبر داد كه امير المؤمنين(ع) در يك مجلس چهارصد باب از امورى كه اصلاح دين و دنياى مؤمن در آنهاست، به اصحاب خويش آموزش داد تا اينكه فرمود: مسلمان درحالى كه در پيشگاه خداوند عزوجل ايستاده، هيچگاه دو دستش را بر روى يكديگر قرار نمى دهد، تا به اين وسيله از كفار (يعنى مجوسيان) پيروى كرده باشد. (٦)
سند روايت فوق معتبر است و ما در مقاله اى كه در بارؤ مسأله «نقاشى» نوشته ايم آورده ايم كه پژوهشگران را به آن ارجاع مىدهيم. (٧)
ج. شيخ صدوق(ره) در خصال همچنين از طريق پدرش با همان سند از ابو بصير و
(٥)وسائل الشيعه، ج٤، ص١٢٦٤، ب١٥، قواطع الصلاة، ح٢.
(٦)خصال،ص٦٢٢ ؛ بحارالانوار،ج١٠،ص١٠٠.
(٧)ر.ك: شماره هفتم از مجله فقه أهل بيت(عربى) در موضوع «نقاشى»،بخش اول،ص٧٧.