فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧١ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
بنابراين آنچه در حلال شمردن حرام خداوند، يا حرام شمردن حلال خدا، يا برداشتن واجبى در كتاب خداوند ـكه تلاوت و كتابت آن برقرار است و نسخ نشده استـ آمده باشد، چيزى است كه جاى پذيرفتن آن نيست. زيرا پيامبر خدا(ص) چنين نبود كه چيزى را كه خداوند حلال كرده، حرام كند و چيزى را كه خداوند حرام كرده حلال نمايد و واجبات خدا و احكام او را تغيير دهد، بلكه در تمام اينها تابع و تسليم و تأييد شده از سوى خداوند عزوجل بود. و اين همان سخن خداوند است كه «من جز آنچه بر من وحى مىشود پيروى نمىكنم.» بنابراين تابع (دستور خداوند) بود و همان تبليغ رسالتى را كه به آن مأمور بود، از سوى خدا (به مردم) رسانيد. (١٤)
از دلايل ديگرى كه در ميان احاديث ما به روشنى وجود دارد، و از آن مىتوان استفاده كرد كه روايات ائمه(ع) از زبان پيامبر(ص) صادر شده است. وجود كتابهاى حديث حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(ع) است، كه تعداد قابل توجهى از احاديث ما را بدان كتب مربوط مىسازد. و اين خود پيشبينى شخص پيامبر(ص) در حيات خويش است كه سنت خويش را از اين طريق به اولاد صالح و معصوم خويش رسانده است.
از حضرت على(ع) منقول است كه پيامبر اكرم(ص) فرمودند:
يا على! اكتب ما املى عليك، قلت: يا رسول اللّه اتخاف علىّ النسيان؟ قال: لاوقد دعوت اللّه ان يجعلك حافظا ولكن اكتب لشركائك الائمة من ولدك. (١٥)
اين كتاب در نزد ائمه اهلبيت وجود داشته و از آن احاديثى را به اين مضمون كه «در كتاب على چنين آمده» روايت مىكردهاند. (١٦)
از كتب ديگرى كه نزد ائمه اهلبيت(ع) وجود داشته است، مصحف فاطمه(ع) بوده
(١٤)شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا، ج٢، ص٢٠، قم، شهريور ١٣٦٣.
(١٥)شيخ طوسى، امالى، ج٢، ص٥٦، نجف، الاهلية، ١٣٨٤.
(١٦)رجال نجاشى، موسسه نشر اسلامى، ١٤/٧ق، ص٢٥٥.