فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - ابعاد فقهى علامه محمدتقى جعفرى دکتر غفور خوئینی
به، وما من شىء يقربكم الى النار و يباعدكم عن الجنّة الا وقد نهيتكم عنه.
اى مردم هر چيز كه شما را به بهشت نزديك و از جهنم دور كند، شما را به آن امر كردم، و هر چيزى كه شما را به آتش نزديك و از بهشت دور نمايد، شما را از آن بازداشتم. (١٢)
گواه روشن ديگرى بر ادعاى ما قول اميرالمؤمنين(ع) در نهجالبلاغه است، كه مىفرمايد:
ترد على احدهم القضيّة فى حكم من الاحكام فيحكم فيها برأيه، ثم ترد تلك القضيّة بعينها على غيره فيحكم فيها بخلاف قوله، ثم يجتمع القضاة بذلك عند الامام الذى استقضاهم، فيصوب آرائهم جميعاً والههم واحد و نبيّهم واحد و كتابهم واحد. أفأمرهم اللّه سبحانه بالاختلاف فأطاعوه؟ أم نهاهم عنه فعصوه؟ ام انزل اللّه سبحانه ديناً ناقصاً فاستعان بهم على اتمامه؟ أم كانوا شركاء له فلهم ان يقولوا و عليه ان يرضى؟ ام انزل اللّه سبحانه دينا تاماً فقصر الرسول(ص) من تبليغه وارائه؟ واللّه سبحانه يقول: «ما فرّطنا فى الكتاب من شىء» و فيه بيان لكل شىء و ذكر انّ الكتاب يصدّق بعضه بعضا و انّه لااختلاف فيه فقال سبحانه: «ولو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً» وانّ القرآن ظاهره انيق وباطنه عميق لاتفنى عجائبه ولاتنقضى غرائبه ولاتكشف الظلمات الا به.
به يكى از آنها (قضات) قضيؤ (مشكلى) در مورد حكمى از احكام مىرسد و او به رأى خويش درباره آن داورى مىكند، سپس درست همان قضيّه به ديگرى مىرسد و دربارؤ آن، خلاف گفته قاضى نخست حكم مىكند. آنگاه داوران به اين حكم نزد پيشوايى كه از آنها داورى خواسته جمع مىشوند و او هم آراى همه آنها را صواب مىشمارد، با آنكه خداى آنها
(١٢)به نقل از: شيخ انصارى، رسايل، كتاب قطع و ظن.