فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٦ - آثار عهد با خدا
وَعَدَها إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ.
توبه (٩) ١١٤
عهد امامت
٤. عدم شايستگى ستمگران براى اعطاى عهد امامت از سوى خداوند، به آنان:
... إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ... لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.
بقره (٢) ١٢٤
٥. پرسش ابراهيم عليه السلام از خداوند، براى آگاهى از اعطاى عهد امامت به بعضى از نسل خود:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. [١]
بقره (٢) ١٢٤
٦. اعطاى عهد امامت از سوى خداوند، شايسته معصومان از ظلم و گناه:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. [٢]
بقره (٢) ١٢٤
٧. شرك انسان (حتى در پارهاى از عمر وى)، مانع اعطاى امامت به وى از سوى خداوند:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. [٣]
بقره (٢) ١٢٤
عهد امّتها
--) همين مدخل، عهد با خدا، عهدكنندگان با خدا، امّتها
عهد انبيا
--) همين مدخل، عهد با خدا، عهدكنندگان با خدا، انبيا
عهد انسانها
--) همين مدخل، عهد با خدا، عهدكنندگان با خدا، انسانها
عهد با بنىاسرائيل
--) بنىاسرائيل، عهدهاى بنىاسرائيل
عهد با خدا
آثار عهد با خدا
٨. عهد و پيمان با خدا و ايستادگى بر آن، موجب داشتن حق شفاعت در قيامت:
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً. [٤]
مريم (١٩) ٨٥ و ٨٧
[١] . گروهى گفتهاند: مقصود از عهد در آيه مزبور، عهد امامت است (جامعالبيان، ج ١، جزء ١، ص ٧٣٨) و «من» براى «تبعيض» است. (التفسيرالكبير، ج ٢، ص ٣٧)
[٢] . علماى ما [اماميّه] به اين آيه استدلال كردهاند كه كسى به امامت نمىرسد مگر معصوم از قبايح و زشتيها باشد، زيرا خداوند قيد ظالم به عهد امامت را نفى كرده و كسى كه معصوم نيست يا ظالم به نفس خود و يا ظالم به ديگران است. (مجمعالبيان، ج ١-/ ٢، ص ٣٨٠)
[٣] . مقصود از «ظلم» در آيه، شرك است. (جامعالبيان، ج ١، جزء ١، ص ٧٣٨) برداشت بر اساس اين مبناى اصولى است كه مشتق، حقيقت در اعمّ از متلبّس فى الحال و منقضى باشد
[٤] . «عهد» به معناى ايمان و اقرار به وحدانيّت خداوند و تصديق انبيا و رسولان الهى است. يعنى مؤمنان فقط مالك شفاعت هستند كه داراى عهد ايمان هستند چه شفاعت به غير يا استدعاى شفاعت به خويشتن، اما كافران و مجرمان بهرهاى از شفاعت ندارند. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٨٢٠)