فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٥ - عهد ابراهيم عليه السلام
اوس و از بدريّون بود. [١] برخى مفسّران، آيه ١٠٨ توبه (٩) را درباره وى و ديگر مؤمنانى دانستهاند كه پس از غائط، خود را با آب تطهير مىكردند و خداوند ضمن ستايش از آنان اينگونه تطهير را مورد تحسين قرار داد، [٢] نيز مقصود از سؤالكنندگان در «يسألونك ماذا احلّ لهم» در آيه ٤ مائده (٥) وى و تعدادى ديگر از صحابه دانسته شده كه از پيامبر صلى الله عليه و آله درباره خوردنيهاى حلال سؤال كردند. [٣]
عهد
عهد در لغت، حفظ و نگهدارى چيزى و مراعات آن در همه احوال است. [٤] عهد خدا گاهى به معنايى است كه مرتكز عقلى ما است، گاهى به معنايى است كه قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله، ما را به آن امر كرده و گاهى به معناى تعهداتى است كه ما بندگان خودمان ملتزم به انجام دادن آن مىشويم كه در اصل شرع واجب نيست، مثل نذر. [٥] در اين مدخل از واژههاى «أيمان»، «عهد»، «عقد» و «ميثاق» استفاده شده است.
اهمّ عناوين: عهد با خدا، عهد با محمّد صلى الله عليه و آله، عهد خدا، عهدشكنان، عهدشكنى.
احكام عهد
--) همين مدخل، عهد با خدا، احكام عهد با خدا، وفاى به عهد، احكام وفاى به عهد
امتحان با عهد
١. سوگند و پيمان با ديگران، زمينه آزمايش الهى براى انسان:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّما يَبْلُوكُمُ اللَّهُ بِهِ ... [٦]
نحل (١٦) ٩٢
سؤال از عهد
٢. مورد سؤال و حسابرسى قرار گرفتن انسان در قبال عهد و پيمان خويش:
... وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا.
اسراء (١٧) ٣٤
... وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلًا.
احزاب (٣٣) ١٥
عهد آدم عليه السلام
--) همين مدخل، عهدكنندگان با خدا، آدم عليه السلام
عهد ابرار
--) همين مدخل، وفاى به عهد، وفاكنندگان به عهد، ابرار
عهد ابراهيم عليه السلام
٣. تعهّد ابراهيم عليه السلام براى استغفار به پيشگاه الهى جهت آمرزش گناهان آزر:
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ
[١] . النّسب، ابنسلام، ص ٢٧١؛ اسدالغابه، ج ٤، ص ٣٠٣
[٢] . جامعالبيان، ج ٧، جزء ١١، ص ٤٢؛ الدرالمنثور، ج ٤، ص ٢٩٠؛
[٣] . روحالمعانى، ج ٤، جزء ٦، ص ٩٣
[٤] . مفردات، ص ٥٩١، «عهد»
[٥] . همان، ص ٥٩٢، «عهد»
[٦] . بنا بر اينكه «ايمان» به معناى عهد باشد. (مجمعالبيان، ج ٥-/ ٦، ص ٥٨٩)