ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٤ - دليل سوم
تلقى ميكند : « مولوى شاعر نيست ، روح است ، نور است ، موسيقى است ، عشق است ، عطر است .
كتاب او يك كتاب ساده نيست ، اصلا كتاب نيست ، سحر و جادوى مجسم است ، درس عشق شادى ، روشنايى است كه بصورت اوراق مدوّن در آمده است . براى من كه شاعران را پيامبران دنياى فروغ و اشتياق مى دانم ، شرح حال هيچيك از اين پيامبران آسمانى با شرح حال مولوى برابرى نمى كند . از وقتى كه من بزندگى مولوى آشنا شدهام ، بزرگترين پايههاى ادبى دنياى غرب از دانته تا شكسپير ، گوته - هوگو ، بنظرم طفلان مكتبى مى آيند » [١] از اين پديدهء معرفتى والا ، بايستى جامعه شناس بداند كه احساس امتيازات غربى در اين دوران ، مانند احساس امتيازات شرقى در دورانهاى گذشته و آينده ، احساسى در بارهء امتيازات انسانى است ، نه يك نژاد معين ، و در بارهء تولد يافته در كرهء خاكى است نه نيمكرهء شمالى و جنوبى و شرقى و غربى .
پس اين كه با اصرار تمام مى گوييم : هر انسانى آغاز زندگى خود را از صفر شروع ميكند ، مبالغه نمى كنيم ، زيرا از هر طرف كه مى نگريم ، مى بينيم : انسانها تنها با هويت انسانى بدنيا مى آيد ، و اختلاف طبيعى آنان در آن حدّ نيست كه آنان را موجودات متنوع و متباين بسازد ، بلكه بايستى آن اختلافات ممتازترين عامل اختلاط و تفاعل و تكامل تلقى شود . بنا بر اين آن جامعه شناسانى كه مى خواهند جوامع انسانى را قطعه قطعه كرده و براى هر يك جامعه شناسى معينى را براه بياندازند ، باضافه اين كه روح عمومى و وابستهء آن جامعه را با ساير جوامع ناديده مى گيرند ، بررسى خود را در موضوعى كه با دست خويشتن ساخته و پرداختهاند ، انجام مى دهند و چون عناوين علمى آنان يك امضاى
[١] تمايزات روحيات شرق و غرب ص ٦٩ آقاى دكتر حسن پزشكزاد .