ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - ٢ - توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مى نمايد ، چيست
بجهت آگاه شدن به مصلحت كار و احساس توانايى ، شخصيت شما دست به كار شود و ادامهء همان كار كه با جبر شروع شده بود ، با سلطه و نظارت شخصيت صادر شود . و بالعكس هم صحيح است . بعنوان مثال : سيل خروشانى در بيابان شما را تعقيب ميكند و راه گريز شما منحصر ببالا رفتن از يك تپّه ايست ، مسلم است كه شما بنا بقانون دفاع از حيات يا گريز از مرگ بطور اجبار محض شروع برفتن بالاى تپه مى نماييد . مقدارى كه سر ببالا مى رويد ، متوجه مى شويد كه در ارتفاعات همان تپّه اشياء سودمندى وجود دارد كه از نظر قانونى مانعى از تملك آنها وجود ندارد ، براى بدست آوردن آن اشياء سودمند در عين حال غير حياتى ارتفاعات آن تپه را پيش مى گيريد و ببالا مى رويد ، نه از جهت جبر سيل خروشان زيرا شما ببالاتر از سيل رس رسيدهايد و نه باجبار اشياء سودمند در آن ارتفاعات ، زيرا فرض اينست كه آن اشياء اگر چه سودمند مى باشند ، ولى آن اندازه حياتى نيستند كه شما را به صعود بآن ارتفاعات مجبور نمايند . و بالعكس هم ممكن است ، يعنى ممكن است كار با اختيار شروع و با جبر ختم شود بلكه ممكن است يك كار چند بار موصوف به اختيارها و جبرهاى متناوب بوده باشد .
اكنون ضرورىترين سؤال پيش مى آيد كه شخصيت چيست كه سلطه و نظارت آن ، كار را اختيارى مى سازد در بارهء اين سؤال كه :
٢ - توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مى نمايد ، چيست ممكن است از طرف هواداران اختيار پاسخهاى گوناگونى بشنويم ، آنچه كه در موضوع بحث ما لازم و كافى است ، اينست كه شخصيّت عبارت است از آن عامل مديريت درونى كه همواره با آگاهى به اصول و قوانين و صلاح و فسادهاى طبيعى و عقلانى ،