ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠١ - درجات عظمت عدالت و مراتب قبح و وقاحت ظلم
< شعر > عدل چه بود آب ده اشجار را ظلم چه بود آب دادن خار را عدل وضع نعمتى بر موضعش نى بهر بيخى كه باشد آبكش ظلم چه بود وضع در ناموضعى كه نباشد جز بلا را منبعى < / شعر > < شعر > كافر و فاسق در اين دور گزند پردهء خود را به خود برمى درند ظلم مستور است در اسرار جان مى نهد ظالم به پيش مردمان كه ببنيدم كه دارم شاخها گاو دوزخ را ببنيد از ملا < / شعر > مولوى < شعر > سنگين نمى شد اين همه خواب ستمگران گر مى شد از شكستن دلها صدا بلند < / شعر > امّا عدالت كه عبارتست از حركت مطابق قانون با آگاهى و تعهد بآن . يعنى همان گونه كه ظلم عبارت بود از تجاوز و تعدى عمدى از قانون ، همچنان عدل عبارتست از تطابق آگاهانه و عمدى حركات با قانون . بهمين جهت است كه قبح ظلم و حسن و ضرورت عدل ذاتى آن دو است و قابل تغيير نمى باشند . يعنى اگر يك پديده ، ظلم بود ، قطعا قبيح است ، و اگر موضوع يا هدف عوض شد ، ظلم نيست نه اين كه ظلم است و قبيح نيست .
بعنوان مثال : شما اگر شخصى را بدون علت در جايى زندانى كرديد ، اين ظلم است و ذاتا قبيح است . امّا اگر كسى را بعنوان اجراى كيفرى كه شايستهء آن است ، به زندان انداختيد ، نه اين كه اين كار ظلم است ولى قبيح نيست ، بلكه اصلا چنين كارى ظلم و تجاوز نمى باشد .
درجات عظمت عدالت و مراتب قبح و وقاحت ظلم هر دو پديدهء متقابل عدل و ظلم داراى درجات گوناگون مى باشند . يعنى بعضى از