ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٨ - ظلم و ظالم و مظلوم عدل و عادل و كسى كه در بارهء او با عدل رفتار شده است
مختلف در بيش از ٢٠٠ مورد ظلم و ظالم را محكوم و آن دو را مورد طرد و لعنت خداوندى قرار داده است . بعيد بنظر مى رسد كه امثال طلحه و زبير نمى دانستند كه آيا كار آن دو مشمول ظلم است يا نه . بايد گفت : بطور كلى انسانهايى كه مقدارى آگاهى در بارهء اصول و قوانين و مقررات بدست آوردهاند ، مى فهمند كه تخلف از آنها جرم بوده و اگر بوسيلهء تخلف از آنها ، حقوقى چه الهى ، چه مردمى و حتى حقوق جان خود را پايمال كرده است ، كار او ظلم و خود او ظالم است . گفتيم : همهء اديان الهى و مكتبهاى اخلاقى و حكم بديهى عقل و وجدان بشر بطور عام و فرهنگهاى مولَّد تمدن يا محصول آن ، ظلم را محكوم و آن را مردود و مطرود معرفى نمودهاند . در فرهنگ ادبى مخصوصا در جوامع اسلامى ، شديدترين تقبيح در بارهء ظلم و تجاوز را مشاهده مى كنيم .
از آن جمله بعنوان نمونه :
< شعر > از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد پيش از نشان خيزد از دل فغان كمان را < / شعر > صائب تبريزى < شعر > آه دل مظلوم به سوهان ماند گر خود بزد برنده را تيز كند < / شعر > صائب تبريزى < شعر > عدل آرى ، مقبلى جف القلم ظلم آرى مدبرى جف القلم < / شعر > مولوى < شعر > گر كشم كينه از آن مير و حرم آن تعدى هم بيايد بر سرم همچنان كاين ظلم آمد در جزا آزمودم باز نزمايم ورا درد صاحب موصلم گردن شكست من نيارم اين دگر را نيز خست داد حقمان از مكافات آگهى گفت إن عدتم به عدنا به < / شعر >