ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - مطلب سوم
١٣٤ متن خطبهء صد و سى و چهارم
١٣٤ متن خطبهء صد و سى و چهارم ١٣٤ - و قد شاوره عمر بن خطاب في الخروج إلى غزو الروم
١٣٤ - و قد شاوره عمر بن خطاب في الخروج إلى غزو الروم و قد توكَّل اللَّه لأهل هذا الدّين بإعزاز الحوزة ، و ستر العورة . و الَّذى نصرهم ، و هم قليل لا ينتصرون ، و منعهم و هم قليل لا يمتنعون ، حىّ لا يموت إنّك متى تسر إلى هذا العدوّ بنفسك ، فتلقهم فتنكب ، لا تكن للمسلمين كانفة دون أقصى بلادهم . ليس بعدك مرجع يرجعون إليه ، فأبعث إليهم رجلا محربا ، و احفز معه أهل البلاء و النّصيحة ، فإن أظهر اللَّه فذاك ما تحبّ ، و إن تكن الأخرى ، كنت ردأ للنّاس و مثابة للمسلمين .
ترجمهء خطبهء صد و سى و چهارم
ترجمهء خطبهء صد و سى و چهارم و از سخنان حضرت است و آن را در موقعى فرموده است كه عمر بن الخطاب براى رفتن به جنگ روم با آن حضرت مشورت نمودخداوند متعال بعهده گرفته است كه اهل اين دين را با تقويت جامعه و حفظ احترام آنان حمايت نمايدخداوندى كه مسلمين را يارى فرمود ، در حالى كه آنان اندك بودند و كسى بيارى آنان برنمى خاستو از آنان دفاع فرمود در حالى كه از هيچ طرفى مورد دفاع نبودند . همان خداوند زنده است و هرگز نمى ميردهر گاه خود بسوى دشمن حركت كنى و روياروى خصم قرار گرفته و شكست بخورى ، براى مسلمانان پناهى در هيچ جائى از شهرهايشان نخواهد ماندو بعد از تو مرجعى براى آنان نيست كه به او رجوع كنندپس مردى دلاور بطرف دشمن بفرستو كسانى را بهمراه او بسيج كن كه آزمايش شده و سختىها ديده و خيرخواه باشنداگر خداوند ترا بر دشمن پيروز ساخت ، اين مقصود تستو اگر به اين مقصود نرسيدى ، باز تكيه گاه و