ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - آيات قرآنى يكديگر را تفسير مى كنند
اثبات اختلاف يا تناقض در آيات قرآن مجيد برآيند ، در حالى كه چنين كارى ( اثبات اختلاف و تناقض ) آنان را در همهء عرصههاى رويارويى پيروز مى ساخت و نياز به جنگ و كشتار و از دست دادن همهء شئون حياتى نبود .
اين وحدت و انسجام قرآن در ارائهء واقعيات بسيار فراوان پيرامون الهيات و طبيعيات و موقعيت انسان در جهان هستى و احكام و دستورات و اخلاقيات و قصص [ براى اعتبار و آموزش اصول و قوانين حيات در مسير كمال ] ايجاب مى كند كه هر يك از مجموعهء آيات مفسر و شاهد آيات ديگر بوده باشد . بعنوان مثال چهار آيهء آخر سورهء التكوير چنين است : ( فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَسْتَقِيمَ . وَما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ الله رَبُّ الْعالَمِينَ ) . ( پس بكجا مى رويد . اين قرآن نيست مگر ياد آورنده براى عالميان براى كسى از شما كه مى خواهد در صراط مستقيم دين حركت كند . و شما نمى توانيد . [ چيزى را ] بخواهيد مگر اين كه خداوند پرورندهء عالميان آن را بخواهد . ) اگر ما با قطع نظر از ساير آيات قرآنى مربوط به مشيت خداوندى ، آخر اين آيه را معنى كنيم ، محتواى آن جبر است و محال است خداوند سبحان انسانهاى مجبور را مسئول قرار بدهد . امّا با نظر به بعضى از آيات ديگر كه مورد مشيّت خداوندى را بيان مى نمايد ، جبر منتفى مى شود و احساس اختلاف يا تناقض آيهء مزبور با آيهء سوم از سورهء الانسان ( إِنَّا هَدَيْناه السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً ) ( ما انسان را به راه دين هدايت كرديم يا شكرگزار مى باشد [ و آن راه را مسير خود قرار مى دهد ] و يا كفران مى ورزد [ و از آن راه منحرف مى گردد . ] كه دلالت به اختيار دارد بر طرف مى گردد ، بعضى از آيات مربوط به مورد مشيت الهى كه مفسر آيات تعلق مشيت خداوندى به كارهاى انسانى ، است چنين است : ( إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلا يَرْضى لِعِبادِه الْكُفْرَ ) ( اگر كفر بورزيد [ خيانت به خود كردهايد ] زيرا خداوند از شما بىنياز است و خداوند به كفر ورزيدن بندگانش راضى نيست .
) بنا بر اين آيهء شريفه و نظائر آن كه خداوند