ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - امير المؤمنين ( ع ) مى توانست همهء ناگواريها و نابسامانىهاى دوران خود را با روش ماكياولى ( هدف وسيله را توجيه مى كند ) مرتفع بسازد
اگر نسبت كمّيّت همهء موجودات كيهان بزرگ را با آن كهكشانها و كازارهاى بىشمارش با كميت افراد نوع انسانى مقايسه كنيم ، مقدار افراد انسانى در مقابل موجودات كيهانى بقدرى ناچيز است كه اصلا نمى توان آن دو را با يكديگر مقايسه نمود . از طرف ديگر بديهى است كه نسبت انسانهاى رشد يافته به انسانهاى معمولى نيز بقدرى ناچيز است كه نمى توان آن را به محاسبه در آورد . با اين حال بنظر مى رسد حكمت بالغهء خداوندى چنين اقتضاء كرده است كه در جهان هستى فروغ ربانى او در مرتفعترين قلهء كمال بدرخشد ، اگر چه بوسيلهء يك انسان كامل باشد و دامنههاى آن قله [ كه رشد يافتگان نسبى هستند ] و دشت بيكران هستى كه قلهء كمال در آن قرار گرفته است ، از آن فروغ ربانى پرتو بگيرد و بدين ترتيب مشيت خداوندى كه قرار دادن خليفه در روى زمين است ، تحقق پيدا كند .
آيا وقت آن نرسيده است كه مدعيان علوم انسانى و مخصوصا پيشتازان جامعه شناسى عينك حقيقتيابى بچشم بزنند و با بررسى دقيق روزگار زندگى امير المؤمنين عليه السلام [ رحلت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم تا آخرين لحظات حيات آن بزرگوار ] از يك طرف ، و استقامت خيره كنندهء امير المؤمنين ( ع ) [ در مسير « حق و عدالت » و تسليم محض و رضايت مطلقى كه از مشيت خداوندى در سرنوشت سرتاسر زجر و شكنجه ] از طرف ديگر ، عظمت مقام انسانى را مطرح نمايند و از اين راه براى انسان شناسنامهء شايستهء خود را صادر نمايند . ولى براى طرح اين عظمت و معرفى شايستگىهاى بسيار والاى انسانى ، فهم و دريافت برين در بارهء انسان لازم است ، كه متاسفانه در آن كسانى كه مى گويند : « انسان گرگ انسان است ، » يا مى گويند : « انسان همان حيوان پست و بىارزش است كه با گذشت زمان ، پيچيده تر شده و داراى هوش و ذكاوت و حافظه و انديشه گشته و در حدود تسخير كيهان برآمده است » وجود ندارد تا معناى ارزش و شايستگى و عظمت ، اين موجود را درك كند چه رسد باين كه بتواند