ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٩ - امير المؤمنين ( ع ) مى توانست همهء ناگواريها و نابسامانىهاى دوران خود را با روش ماكياولى ( هدف وسيله را توجيه مى كند ) مرتفع بسازد
حيله گرى را مى بيند ، ولى در مقابل از امر و نهى خدا براى ارتكاب به حيله گرى مانعى وجود دارد و در نتيجه آن حيله گرى را در عين حال كه قدرت بر اجراى آن دارد ، رها مى كند و كسى كه هيچ تأثرى و اجتناب و بيمى در دين ندارد فرصت را براى حيله گرى غنيمت مى شمارد « [ خطبهء ٤١ ص ٢٥٨ از ترجمه ] ٢ . » سوگند بخدا ، معاويه هشيارتر و نابغه تر از من نيست ، و لكن او مرتكب حيله گرى و فجور مى شود و اگر زشتى پيمان شكنى نبود ، من از باهوشترين و نابغه ترين مردم بودم .
( او هيچ امتناعى از پيمان شكنى و ارتكاب معصيت ندارد ) و هر چيزى كه موجب چنين انحرافى شود ، دل را تيره و تاريك گرداند ، و براى هر حيله گرى پيمان شكن در روز قيامت پرچمى است كه با آن شناخته مى شود ، سوگند بخدا نه با مكر بازى فريبكاران دچار غفلت ميشوم و نه با قدرت قدرتمندان به استضعاف كشيده ميشوم « [ خطبهء ٢٠ ص ٣١٨ ] .
« اگر آن همه مشقتها و ناگواريها و ناملائمات فوق تصور كه در دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ، گريبانگير اين بزرگ بزرگان گشت ، و اگر آن همه صبر و شكيبايى كه اين افتخار انبياء و اولياء در طول ساليان متمادى پس از رحلت پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) تا آخرين نفسهاى زندگى خود تحمل فرمود ، نتيجه اى جز اين نداشت كه نه تنها دل آن مرد الهى را تيره و تار نساخت ، بلكه با پيشرفت روزگار عمرش به روشنايى و فروغ ربانى آن نيز افزود ، براى ارائه حكمت بالغهء خداوندى در جريانات محيّر العقول آن دوران ( از رحلت پيامبر تا زمان چشم بر بستن امير المؤمنين عليه السلام از اين دنيا ) كفايت مى كرد . » < شعر > بگذر از باغ جهان يك سحر اى رشك بهار تا ز گلزار جهان رسم خزان برخيزد < / شعر >