ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٦ - امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعهء طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطه وران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مى دادند خود را نباخته بود
٢ . « خبر به من رسيده است كه بسر بن ارطاة مشرف به يمن گشته است ، و سوگند بخدا ، من اطمينان دارم كه آنان بهمين زودى دولت را از شما خواهند گرفت . [ اين تسلط ] بجهت اجتماع و تشكل آنان در باطنشان و پراكندگى شما از حقتان مى باشد . [ اين تسلط ] بجهت نافرمانى است كه شما در بارهء پيشوايتان در حق ، و اطاعتى است كه آنان از پيشواى خود در باطل دارند و به سبب اداى امانتى كه آنان به صاحب خود مى نمايند و خيانتى كه شما به صاحبتان روا مى داريد ، و بجهت اصلاح و تنظيم امور است كه آنان در شهرهاى خود به وجود مى آورند و فسادى كه شما در شهرهايتان به راه مى اندازيد .
اگر من يكى از شما را به يك كاسهء چوبين امين بدانم و آنرا به او بسپارم ، بيم آن دارم كه آن كاسهء چوبى را با متعلقاتش ببرد . بار خدايا ، من اين مردم را دچار ملالت كردهام و آنان نيز مرا گرفتار ملالت نمودهاند ، من آنان را افسرده ساختهام ، آنان هم مرا افسرده و ناراحت كردهاند ، [ اين ناسازگارى سخت ناشى از آن است كه اين سست عنصران خودكامه تاب و تحمل عدالت گسترى مرا ندارند ] پروردگارا ، بهتر از آنان را بجاى آنان براى من عنايت فرما ، و بدتر از من را بجاى من نصيب آنان نما » [ خطبهء ٢٥ ص ١٠٩ و ١١٠ از ترجمه و تفسير ] ٣ . در مورد حملهء سپاهيان معاويه به شهر انبار در عراق و ظلم و بيدادى كه در آن حمله به راه انداختند ، حتى خلخال از پاى يك زن ذمى ( زن غير مسلمانى كه معاهدهء همزيستى با مسلمانان دارد ) امير المؤمنين سخت ناراحت شده ، پس از جملاتى چند مى فرمايد : « شگفتا ، شگفتا ، سوگند بخدا ، اجتماع آن قوم ( شاميان ) به باطلشان و پراكنده شدن شما از حق خود ، قلب را افسرده مى كند و اندوهها را در درون متراكم مى سازد .
زشتى و اندوه بر شما باد ، زيرا كه آماج تيرهاى دشمن شدهايد ، غارت مى شويد ، هجوم نمى بريد ، مورد حمله و كشتار قرار مى گيريد ، حمله نمى كنيد معصيت به خدا مى شود ،