ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعهء اسلامى ، داناترين و با تقوىترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آن حضرت تعيين مى نمودند
با صورتش خشك مى كرد . على ( ع ) عرض كرد : اى رسول خدا ، امروز مى بينم عنايتى با من فرمودى كه تاكنون سابقه نداشت پيامبر فرمود : چه مانعى است از اين عواطف شديد كه امروز در بارهء تو ابراز كردم در حالى كه : « تو هستى كه پيام رسالت مرا بعد از من به مردم ابلاغ خواهى كرد ، و توئى كه صداى مرا بآنان خواهى رساند و توئى كه بعد از من اختلافات آنان را توضيح و تبيين خواهى نمود » [١] اكنون اين سؤال را بايد پاسخ داد كه آيا با وجود چنين شخصيتى ( على بن ابي طالب عليه السلام ) در ميان مسلمانان پس از رحلت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله ، مى توان تصور كرد كه اختلاف مردم آن دوران در شناخت شخصيت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و سخنان او ، علت قابل قبول داشته است آن جامعه چگونه جامعه اى بود كه چنين شخصيت با عظمتى را در مورد شناخت فوق ناديده گرفته و ساليان متمادى او را در سكوت نگاه داشتند آيا اين همه روايات كه در علم و شايستگى على عليه السلام براى تبيين مكتب اسلام و شخصيت آورندهء آن ، نقل كرديم ، مى تواند مورد اعتراض قرار بگيرد بديهى است كه اگر آن همه روايات نتواند حقيقت مزبور را اثبات كند ، ما ديگر نمى توانيم به هيچ روايت و گروه هايى از روايات كه حقيقت معينى را اثبات مى كند اعتماد كنيم .
معلم البشر ، العقل الحادى عشر خواجه نصير طوسى در تجريد اعتقاد مى گويد : « از آن جمله دلائلى كه شايستگى على عليه السلام را براى زمامدارى پس از رحلت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم ، اينست كه على بن ابي طالب داناتر از همه بوده است ، زيرا او
[١] همين مأخذ ص ٤٨٦ و ٤٨٧ .