مجموعه رسائل فلسفى صدر المتالهين - ملا صدرا - الصفحة ٣٤
مشكاة به شماره ١٠٩٠ موجود است [٧٠].
چند نكته راجع به اين ديباچه حايز ذكر است: صدرا در اين ديباچه رساله را «عرش التقديس» ناميده است در حالى كه در كتب ميرداماد و داماد او مير سيّد احمد علوى از اين رساله به عنوان «تقديسات» نام برده شده است. اصل اين رساله نيز در رد شبهه مشهور ابن كمونه در مسأله توحيد واجب الوجود است و مطلع اين رساله مستفاد از دعاء نور است: «يا هو، يا من هو، يا من لا هو الّا هو، يا فوق الفوق، و يا وراء الوراء ...». از ظاهر نسخه اين رساله چنين استفاده مىشود كه صدرا قصد استنساخ نسخه را داشته و به عللى يا موفّق به اتمام نشده و يا بقيّه نسخه از بين رفته است. اين ديباچه و نسخه از خطوط مسلّم صدرا است و بهترين محك براى مقابله دستخط آخوند مىباشد؛ دانشمند معظم، جناب آقاى محمّد خواجوى در كتاب «لوامع العارفين» ص ٢٨ در بيان احوال صدر المتألهين نگاشتهاند كه «ميرداماد از شاگرد خود خواسته است كه مقدمهاى بر كتاب او بنگارد»، و لكن با مطالعه نامههاى صدرا به ميرداماد صحّت اين مدّعا زير سؤال مىرود زيرا از يك طرف از شخصيّت ميرداماد چنين درخواستى بعيد مىنمايد، چه هيچ مأخذ تاريخى موثّقى مؤيّد اين گفتار نيست [٧١]، و از طرف ديگر چنين جسارتى از آخوند بسيار بعيد مىنمايد.
مأخذ ما در نقل اين ديباچه همان نسخه اهدايى مشكاة است، و براى مزيد
[٧٠] - صاحب «ريحانة الادب» در ج ٣، ص ٤١٨ همين صفحه را گراور نموده است.
[٧١] - امير محمد باقر استرآبادى مشهور به ميرداماد (م: ١٠٤١)، از شاگردان فخر الدين سماكى است، كه داراى تأليفات بسيار و ارزندهاى همچون «الافق المبين»، «قبسات»، «تقويم الايمان»، «صراط مستقيم» و ... است، در نزد شاگردان خود مشهور به «ثالث المعلّمين» است، و خود او نيز در كتب خود از شيخ الرئيس به «شريكنا فى الرئاسة» و «شريكنا الرياسى»؛ و از ابو نصر فارابى به «شريكنا فى التعليم» و «شريكنا التعليمى» و از بهمنيار به «قال التلميذ فى التحصيل» تعبير مىكند.