مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٧ - روض١٧٢٨ سر مبارک امام حسین علیه السّلام در مجلس یزید (ت)
[١]
[١]* و نه وحیی بر پیغمبر نازل شده است.
٣) از قبیله خِندف نیستم اگر انتقام حوادث گذشته را از فرزندان احمد نگیرم.
٤) ما از علی انتقام خود را گرفتیم و آن تکسوار شیر بیشۀ شجاعت را از پای درآوردیم.
٥) و ما آن سرور و رئیس بزرگان آنان را کشتیم و انتقام کشتههای خود را در جنگ بدر گرفتیم و اینک کفۀ ترازو مساوی گردید.
٦) و ما آنان را به کشتههای جنگ بدر و جنگ احد معاوضه نمودیم و اینک برابر شد.
٧) اگر بزرگان قبیلۀ من میدیدند آنچه را که بر سر حسین آوردم از خوشحالی هلهله سر میدادند و میگفتند: ای یزید، هیچگاه دستانت بیمار نگردد و از کار نیفتد.
٨) و اینچنین شیخ و پیر ما به من سفارش نموده است و من متابعت پیر و بزرگ خود را نمودم و درخواست او را برآورده نمودم (منظورش أبیسفیان بود). مترجم]
این اشعار را میگفت و با خیزران خود بر لب و دندان حضرت میزد و میگفت: ”ای حسین چه خوش لب و دندانی داری!“
أبوبُرزِه سلمی که حاضر مجلس بود و از صحابه حضرت رسولالله است گفت: وای بر تو یزید، چوبت را از این لب و دندان بردار! شهادت میدهم که رسولالله این لب و دندان را میبوسید، و میمکید لب و دندان او و برادرش حسن را و میفرمود: ”شما دو نفر سیّد جوانان اهل بهشتید؛ خدا بکشد کشندۀ شما را و مهیّا نماید برای آنها دوزخ را!“»