مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٧٦ - روض١٧٢٨ حضرت قاسم علیه السّلام (ت)
روضه حضرت قاسم و ختم سخن.[١]
[١]* نزدیک خواهد بود.
٤) غارتزده آن نیست که مالش را برده باشند، بلکه غارتزده آن است که برادری چون تو را درون خاک میگذارد.»
[١٩٥]. لهوف، ص ١١٥:
«قال الرّاوی: و خَرجَ غُلامٌ کَأنّ وَجهَهُ شُقَّةُ قَمَرٍ، فَجَعلَ یُقاتِلُ، فضربَهُ ابنُفُضَیلِ الأزدی على رَأسِهِ فَفَلَقَهُ، فوَقَعَ الغُلامُ لِوَجهِهِ و صاحَ: ”یا عَمّاه!“ فَجَلَى الحسینُ علیهالسّلام کما یَجلی الصَّقرُ، ثمّ شَدَّ شِدَّةَ لَیثٍ أغضَبَ، فَضَرَبَ ابنَفضیلَ بالسیفِ فَأتقاها بِالسّاعِدِ فَأطَنَّهُ مِن لَدُن المِرفَق، فَصاحَ صَیحَةً سَمِعَهُ أهلُ العَسکَرِ، و حمَل أهلُ الکوفَةِ لِیَستَنقِذوهُ، فَوَطِئَتهُ الخَیلُ حَتّى هَلَکَ.
قالَ: و انجَلَت الغُبرَةُ فَرَأیتُ الحسینَ علیهالسّلام قائمًا على رَأسِ الغُلامِ، هو یَفحَصُ بِرِجلَیهِ و الحُسینُ علیه السلام یقول: ”بُعدًا لِقَومٍ قَتَلوک، و مَن خَصمُهُم یَومَ القیامَةِ فیک جَدُّکَ و أبوک!“ ثمّ قالَ: ”عزَّ والله على عَمّک أن تَدعوه فلا یُجیبُکَ أو یُجیبُکَ فلا یَنفَعُکَ صَوتُهُ هذا یومٌ واللهِ کَثُرَ واتِرُهُ و قَلَّ ناصِرُه.“ ثمّ حَمَلَ علیهالسّلام الغلامَ على صَدرِهِ حَتّى ألقاهُ بینَ القَتلىٰ مِن أهلِ بَیته.»
«راوی گوید: نوجوانی که گویا صورتش چون پارۀ ماه میدرخشید بیرون آمد و به قتال پرداخت، ابنفضیل ازدی ضربتی بر سر مبارکش فرود آورده و آن را بشکافت، نوجوان با صورت به زمین افتاده و فریاد زد: ”یا عمّاه!“
حسین علیهالسّلام همچون باز شکاری، تیز نگاه کرد و همانند شیر خشمگین شتاب نمود، ضربت شمشیری بر ابنفضیل وارد آورد و او دستش را سپر جان کرد و شمشیر امام دستش را از آرنج قطع نمود، ابنفضیل فریادی برآورد، لشکر فریادش را شنیده و حمله نمودند تا نجاتش دهند، در این هنگام بدن ابنفضیل زیر سم اسبها قرار گرفت تا کشته شد.
گوید: بعد از فرو نشستن غبار جنگ، حسین علیهالسّلام را دیدم که بر بالین وی ایستاده و آن نوجوان پایش را بر زمین میکشید، در این هنگام امام علیهالسّلام میفرمود: ”دور باشند از رحمت خدا آنان که تو را کشتند، آنان که روز قیامت جدّت با آنان مخاصمه کند.“
بعد فرمود: ” به خدا قسم بر عمویت ناگوار است که او را بخوانی لیکن نتواند جوابت بدهد، یا پاسخت را بدهد ولی سودی برایت نداشته باشد! به خدا این روزی است که دشمن او زیاد، و یاور او اندک است.“
بعد نوجوان را به سینهاش گرفته و حملش نموده و در میان شهدای اهل بیت قرار داد.»