مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٣٨ - تغییر صورت ظاهری انسانی، بهواسط١٧٢٨ إعمال غرائز حیوانی
بِاللّهِ إلّا ما کَشَفتَ لِثامَکَ لأنْظُرَ إلَیکَ!“ فَکَشَفَ عَن لِثامِهِ، فَإذا هُو أبرَصٌ لَه بُوزٌ کَبوزِ الکِلابِ، و شَعرٌ کشَعرِ الخِنزیرِ!»[١]
ختم سخن با روضۀ مناسب.
[١]. مَوسوعَة کلمات الإمام الحسین علیهالسّلام، ص ٦١٧ با اختلاف؛ اسرار الشهادة، آخوند فاضل دربندی، منشورات اعلمی طهران، طبع خطی، ص ٤٢٦. ترجمه:
«شمر بر روی سینۀ حضرت سیّدالشّهدا علیهالسّلام نشست؛ حضرت فرمود: ”اگر چارهای جز کشتن من نیست، پس مرا به جرعهای آب سیراب نما!“ گفت: ”هیهات! محال است جرعه آبی بچشی مگر اینکه مرگ را جرعهجرعه و بهصورتی دردناک بچشی!“ گفت: ”ای پسر أبوتراب، آیا اینگونه نیستی که گمان میکنی پدرت بر حوض کوثر ایستاده و آب مینوشاند به کسی که دوست دارد؟! صبر کن تا پدرت تو را آب بنوشاند!“
حضرت فرمود: ”تو را به خدا سوگند میدهم که لثام و روبند خود را از چهره بگشا تا تو را ببینم!“ پس شمر لثام از چهره کشید و صورت خود را نمایان کرد، که روی او دچار برص و پیسی بود و پوزهای چون پوزۀ سگ، و مویی چون موی خوک داشت!» (محقّق)