مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٢ - ادلّ١٧٢٨ مرحوم علاّمه بر تحریف موجود در سِفر تکوین
مطلب باید مقالۀ عهدین، با مقالۀ قرآن راجع به آدم و حوا با شیطان بیان شود.
داستان آدم و حوّا در سِفر تکوین
در سِفر تکوین چنین وارد است:
خداوند آدم را خلق نمود و جنّتی در عدن خلق کرد و آدم را در آن بهشت قرار داد، و پس از آن حوّا را ایجاد کرد. و در وسط آن دو بهشت یک درخت حیات و یک درخت معرفت حسن و قبح خلق کرد، و نهری بدانجا جاری کرد که آن به چهار شعبه تقسیم میشد: فیشون، جیحون، حَداقِل (دجله)، فرات.
سپس بدانها فرمود: از شجرۀ معرفت حسن و قبح نخور که خواهی مُرد. آدم و حوا عریان بودند و ابداً خجالت نمیکشیدند؛ برای آنکه شعور نداشته و حسن و قبح را تمیز نمیدادند.
مار که از همه حیوانات حیلهاش بیشتر بود به حوّا گفت: آیا خدا گفته است که از این درختها مخورید؟!
حوّا گفت: خدا فرموده از همه درختها بخورید مگر درختی که در وسط بهشت است؛ زیرا که گفته است اگر بخورید، خواهید مرد.
مار در جواب گفت: نخواهید مرد، بلکه چون خدا میدانسته اگر بخورید مثل او عالم به حسن و قبح شده و چشمهایتان باز میشود، خدا نخواسته شما مانند او عالم شوید.
آدم و حوّا از شجره خوردند و آنوقت به حسن و قبح مطّلع شده، چشمهای آنها باز شد. خود را عریان دیده و برای خود ساتر عورت ساختند.
ادلّۀ مرحوم علاّمه بر تحریف موجود در سِفر تکوین
عجب از این کلام بیاساس؛ زیرا:
اولاً: عدن در یمن بوده و بر بوغاز بابُ المَندَب است؛ و دجله از جبال ارمنیه سرچشمه گرفته و فرات از ارض روم، و هر دو به خلیج فارس میریزند. و علاوه، رود جیحون و فیشون در ترکستان واقع و به عدن چه ربطی دارد؟!
ثانیاً: چه نسبتهای پست و جهل به خدا داده، و شیطان را عالم دانسته است؛ زیرا میگوید: «خدا گفت: ”از این درخت مخورید که میمیرید!“ آدم و حوا خوردند و نمردند.» پس در خداوند جهل است یا خدعه.