مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٥٨ - برقراری عدالت در حکومت فاضله، مبتنی بر لگدمال نمودن هوای امّاره
«العالَمُ حَدِیقَةٌ سِیاجُها الشَّرِیعَةُ؛ و الشَّرِیعَةُ سُلطانٌ تَجِبُ لَهُ الطّاعَةُ؛ و الطّاعَةُ سِیاسَةٌ یَقُومُ بِها المُلکُ؛ و المُلکُ نِظامٌ یَعضُدُهُ الجَیشُ؛ و الجَیشُ أعوانٌ یَکفُلُهُمُ المالُ؛ و المالُ رِزقٌ تَجمَعُهُ الرَّعِیَّةُ؛ و الرَّعِیَّةُ سَوادٌ یَستَعبِدُهُمُ العَدلُ؛ و العَدلُ أساسٌ بِهِ قِوامُ العالَمِ؛ فَبِالعَدلِ قِوامُ العالَمِ، فبِالعَدلِ قِوامُ العالَمِ، فبِالعَدلِ قِوامُ العالَمِ.»[١]
برقراری عدالت در حکومت فاضله، مبتنی بر لگدمال نمودن هوای امّاره
عمران و آبادی هر کشور بر پایههای عدالت است. حاکم و سلطان باید در نظرش فقیر و غنی، و ضعیف و قوی، و عزیز و ذلیل یکسان باشد؛ حق مظلوم را از ظالم گرفته و به وی برساند. و البته چنین حاکم و سلطانی باید کسی باشد که هوای امّارۀ خود را لگدمال نموده و مطیع قانون الهی باشد. این را حکومت فاضله گویند مثل زمان حکومت امیرالمؤمنین علیه السّلام.
در میان تمام سلاطین جهان، از آدم تا به حال، این زمین چون امیرالمؤمنین سلطانی به خود ندیده، و آسمان بر او سایه نیفکنده است. آن کسی که بر میلیونها بشر حکمروایی دارد و درعین[حال] سهمیۀ خود را از بیتالمال بهاندازۀ یک مرد
[١]. بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ٨٣ با قدری اختلاف؛ مطلع انوار، ج ١، ص ٩٨؛ ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج ٤، ص ١٥٠:
«مرحوم پدر ما ـ رحمة الله علیه ـ در ابتدا طلبگی حقیر روزی به من گفتند: ”سید محمّدحسین، بیا این جملات را بنویس و حفظ کن!“ من نوشتم و حفظ کردم. جملات این است: ...
”عالَم حکم یک باغ و بستانی را دارد که دیوار این باغ شریعت است (شریعت، دیوار حافظ این عالم است)؛ و شریعت سلطانی است (یعنی قدرت و قوّتی است) که واجب است از او اطاعت کنند؛ و اطاعت، روش و دستوری است که بهواسطۀ آن مُلک و حکومت و ولایت برپا و برقرار میشود؛ مُلک و ولایت، نظامی است که جیش و لشکر، آن را کمک میکنند؛ جیش عبارت است از جمعیّتی که با یکدیگر همکاری و همیاری نموده، و آنها را مال کفالت میکند؛ مال، روزی و رزقی است که رعیّت آن را گرد میآورند؛ رعیت توده و عامّۀ مردم هستند که داد و عدالت آنها را به فرمانبرداری و اطاعت درمیآورد؛ عدل، اساسی است که بهواسطۀ آن قِوام عالم است؛ پس به عدل قوام عالَم است، به عدل قوام عالم است، به عدل قوام عالم است.“»